تبليغاتX
تجربه های مامان آرتا
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker DaisypathNext Anniversary Ticker
اینروزها احساس گناه بد جوری احاطه ام کرده! احساس اینکه دارم به یه موجود کوچولو ظلم میکنم! میدونم که این بد خوابیدنهای شبانه هم از استرسه! اینکه نکنه بازم مامانیم از پیشم بره! چند دقیقه پیش به مامانم زنگ زدم ببینم صبح که آرتا رو تحویل دادم راحت خوابیده یا نه که بابام گوشی رو برداشت و گفت که حسابی گریه کرده! قربونت برم مامانی که اینقدر مامانی بدی داری! با تمام وجودت میخواهی که پیشم بمونی و من تمام احساساتت رو زیر پا میزارم! به خدا مامانی خوبم دلم نمیخواد ! تمام تلاشم رو میکنم که کارهای اداره ام راست و ریست بشه تا بتونم کنارت باشم! ولی مثل اینکه کارم طلسم شده و نمیخواد درست بشه! از طرف دیگه میترسم بی گدار به آب بزنم و بعدا پشیمون بشم! خوشگل مامان اگه بدونی بعضی وقتها از فرط خستگی میخوام بشینم و زار بزنم ولی با اینهمه اصلا به روی خودم نمیارم و با انرژی کامل باهات بازی میکنم و نمیزارم تو متوجه بشی! آخه تو که نمیتونی این چیزا رو بفهمی! تو فقط یه مامانی خوب میخواهی!

تمام تلاشم اینه که تمام استعداد هات خوب خوب خوب شکوفا بشن! حتی اگه خونه بهم ریخته باشه همه ظرفها مونده باشه و غذا نداشته باشیم بازم تو در اولویتی! غذای تو باید مرتب باشه! اگه بخواهی که پیشت باشم باید که از همه چیز بزنم تا پیشت باشم!

همسر عزیزم ازت خیلی ممنونم! واقعا اگه تو رو نداشتم نمیدونم باید چکار میکردم! از اینهمه کمکی که به من در اداره امور میکنی ممنونم!

تمام سعی من اینه که آرتا رو با همه چیز آشنا بکنم! هیچ محدودیتی در کارهاش نداشته باشه! تا تمام حس کنجکاویش ارضا بشه! وقتی میخواد دست به چیزی بزنه براش توضیح میدم (میدونم که هنوز زیاد متوجه نمیشه) ولی خوب من کارم رو کامل انجام میدم! چند روز پیش مامان بابائی اومده بود خونه ما! ایشون معتقده که بچه رو باید در یک محیط کاملا امن بدون هیچ اداواتی بزرگ کرد و آنقدر باید حواسشو پرت کرد که به هیچ جائی نره! آرتا تا میخواست از مبلها بگیره و بلند بشه میگفت نذار میافته! این افکار به من نیروی مضاعف در انجام کارم به من میدن ! با این حرفها به ذهنیت افراد میشه آگاهی یافت! من معتقدم بچه ها باید خودشون همه چیز رو تجربه کنن! مثلا وقتی از آرتا یه چیزی رو دور نگهداریم همه اش در وسوسه است که اونو به دست بیاره! ولی وقتی کاری به کارش نداریم یه چند لحظه بازی میکنه و دیگه ول میکنه!من خودم جز اون بچه هائی بودم که تا خودم یه چیزی رو تجربه نمیکردم ول کن معامله نبودم !خوب با این پشتوانه نباید به کوچولو مجال تجربه بدم؟ ولی خانواده شوشو کلا محافظه کار هستند! مثلا دیروز میخواستم برم حموم بابائی نذاشت که وانشو ببرم ! چون معتقد بود ممکنه سرما بخوره! یا وقتی میخواهیم تو راه پله بریم کلی باید لباس بپوشونیم!  اونروزی رفتیم از خونه مامانم اینا یه پشتی آوردیم و جلوی تلویزیون گذاشتیم! چون دیگه تلویزیونمون داشت خراب میشد دیگه از تجربه گذشته بود!

از این به بعد میخوام هر سری یه بازی برای سن آرتا رو معرفی کنم!

بازی ما قائم کردن یه اسباب بازی موزیکال در زیر لحاف یا ملافه است! آرتا خیلی با مزه لحاف رو بالا میزنه و دنبال وسیله اش میگرده! خیلی با مزه این کار رو میکنه! بعضی وقتها خودم لحاف رو میکشم روی صورتم و صداش میکنم! اونم با چه ذوقی لحاف رو به اندازه سرش بالا میزنه و میاد زیرش و لبهای قشنگشو به صورتم میچسیونه! چقدر حس قشنگی به دوتامون هم دست میده!

عاشق آشپزخونه است! اول میره سر وقت کشوی دستمال ها! همه دستمالها رو میریزه بیرون! بعد نوبت حوله آویزونه که اونو بکنه و بیاندازه زمین! بعد میره سر وقت کابینتی که دربش داشبوردی! همه اش اونو باز و بسته میکنه!(البته بگم که همه زنجیر هاشو پاره کرده) بهش توضیح میدم که دستت میمونه لای در ! ولی گوشش بدهکار نیست و انگشت کوچولوش میمونه لای در! و داد مبزنه! بهش یاد آوری میکنم که ببین دستت موند و درد گرفت! بعد نوبت اجاق گازه! دستشو دراز میکنه و کلید هاشو لمس میکنه! آخر سر هم میره سروقت ست دوم کشو ها و نی ها رو میکشه بیرون!

دددددددددد با فتحه به دو معنی براش مصداق داره! یکی اینکه دستشو به نشانه بیا تکون میده و میگه ددددددد (به ترکی یعنی بیا) و یکی هم ددر! بابای هم یه کم یاد گرفته ۳ بار یه دفعه بابای میکنه!

یه کار خطرناکش هم بیرون اومدن از روروئکشه!

 

من شدیدا علاقمند مطالب خانم شین شده ام! خانم شین دارن یه سری کلاسههای روانشناسی کودک رو میگذرونن که خلاصه مطالبشون رو اونجا مینوسن! کلی کمکم میکنه این مطالب!

 این هم یه جمله از ایشون

بچه با هر چیزی که براش "کشف " داشته باشد بازی می کند. وقتی به بچه نحوه بازی کردن با یک اسباب بازی را یاد می دهیم فرصت کشف را از او می گیریم. ( این نکته خیلی مهمی برای شخص من بود. اشتباه تقریبا بارز و شاخص اکثریت پدر و مادرها. اسباب بازی مناسب و فرصت کشف رو باید در اختیار بچه بگذاریم و ناظرش باشیم همین. نه اینکه بهش یاد بدیم چطور با اون اسباب بازی بازی کنه.)

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 10:44  توسط مامان آرتا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه

پیوندهای روزانه
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی
اموزش آشپزی
کلیپ های فلش!
ترانه های کودکان
مادرنمونه
روند رشد کودک!
مركز لرزه‌نگاري كشوري
6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
هفته نهم
تجربه های شخصی
معرفی کتاب
هفته دهم
توصیه به مادران
هفته 11
هفته 12
هفته 13
هفته 14
هفته 15
هفته 16
هفته 17
هفته 18
هفته 19
هفته 20
هفته 21
هفته 22
پیوندها

عسل بانو جون
راستین کوچولو عزیز مامان ویدا
شهراد کوچولو
من و نی نی گوگولی
آرین ومامانی
نی نی گل ما
شيطونك خاله = برديا
من و فرشته‌ي كوچكم
نی نی گولو
دفتر خاطرات خانواده ما(کامیار)
ایلیای مامان
الهام مامان نی نی کوچولو
فريبا جون مامان رايان كوچولو
رویای شیرین
نیما شیر پسر
دختر من
ملوسکم
دنى دردونه من
مهدیار موش کوچولو
کوشا جون غنچه زمستون
لذت با تو بودن
منتظریه کفشدوزک ناز
ستایش کوچولو
بیبی فوتو
من و پسرم
بچگيهای ديبا و پرند
مهدیار ثمانه جون
زهرا جون و نی نی
الهام مامان دل آرام
آنديا جون عشق مامان مژگان
نی نی ناز و نازبانو
نورا کوچولو
یکتا جون
لیلا جون مامان آرین کوچولو
یاسمن کوچولو
یونا جون
داستانهای وروجک و مامانی
پاپیون صورتی
نگار مامان محمد مهدی
روزانه هاي ما
کتاب کودک
مانا و مانيا (دوقلوها)
روزنگار خانم شین
دنيــــاي ان. ال. پی
فنگ شوئی
کلبه عشق
نی نی عسل ما
برای نخود وفندقم
پویان جون
لاریسا جون و مامانش!
شایگان کوچولو
مزدا و پیشی
هستی جون
تی تی خانوم و روزگار
سودی جون مامان آروین کوچولو
پت و مت
نی نی دینا
من و زندگی
ترلان پروانه!
وروجک مامان آرش
رژین کوچولو و مامان سمیرا
من، ني ني، حالا دیگه اسم دارم!
دانيال كوچولو و مامان مرجان
ایرن جون
پرهام کوچولو
دنیا عسل و دانیال جوجو
بارانی باید
آراد کوچولو
آیه کوچولو و مامان نادیا
بهاره جون
زهرا جون
هاله مامان ارشیا
خاله سمیرا
ایلیای مامان سالی
شیوا جون
نوشا جون
لیلا مامان آرتا
شايلی کوچولو
ساناز مامان دانیال
الهه جون
خاطرات آرتین

  RSS