تبليغاتX
تجربه های مامان آرتا
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker DaisypathNext Anniversary Ticker
سلام سلام صد تا سلام! !

با اینکه کلا چند روزه از خستگی دارم هلاک میشم! ولیییییییییییییی باز امروز صبح سر حالم!!!!!!!!!! شاید دیشب این جوجه طلائی من اجازه داده یه کم بیشتر استراحت کنم! آخه بزنم به تخته دیشب فقط ۳ بار برای شیر خوردن بیدار شد! البته علت اونو یه مهمونی نصفه کاره باشه! آخه دیروز خاله جونم با دختر خاله هام اومده بودند خونه مامانم اینا تا برای خورد کردن هویج احسان عاشورا کمک کنن! من اینجور دور هم جمع شدنها رو خیلی دوست دارم با اینکه جناب شو شو همیشه مخالفت خود را در خصوص بودن من در جمع مهمانی خانمها علی الخصوص مهمانیهائی که خانواده من باشند اعلام کرده و دلیلش اینه که وقتی چند تا خانوم بیکار دور هم جمع میشن حرف درست حسابی نمیزنن! نمیدونم رمان دالان بهشت رو خوندید یا نه!(اگه نخوندید حتما بخونید) ولی اخلاق شوشوی ما خیلی شبیه محمد این داستانه! همیشه میگه تو جمعهائی باش که از اون جمع یه چیزی بگیری! تو جمع چند خانوم بیکار خانه دار میخوای چیکار کنی! خلاصه دیروز منهم موندم برای نهار خونه مامانم اینا! و کلی خوشبحالم شد البته چون بدون هماهنگی قبلی بود تا زنگ زدم به شوشو خان تا بگم نهارتو تو اداره بخور (در اینجور مواقع من حتما جواب منفی میشنوم) گفت نمیشه! و من فهمیدم که یعنی زود بیا خونه! خلاصه نهارمو خوردم و یه کم کمک کردم و ساعت ۴.۵ برگشتم خونه خودمون! بعله دیدم قیافه شش در چهاره و نشسته نون و پنیر میخوره! زودی کبابی رو که صبح زود آماده کرده بودم گذاشتم رو اجاق و سرخش کردم و آوردم با منت خورد! آخییییییییییییییییی قربونش برم یه نیمرو درست کردن هم بلدت نیست!

مثلا داشتم از آرتا میگفتم! کجا بودم! آهان یادم افتاد این عسلک ما تا چند تا مهمون میبینه چند روز میخوابه! آخه همیشه غذا ها رو اون میپزه پذیرائی هم باید بکنه!  دیروز عصر هم بالاخره رفتیم پیش دکتر! پریروز رفتیم ولی از بس تو ترافیک بودیم تا رسیدیم نگهبان ساختمان گفت الان رفتند! ما با آقای دکتر و خانومشون یه آشنائی داریم (خانوم آقای دکتر که متخصص اورولوژی میباشند خواهر دوست بابائی و همچنی دوست خوبم گلی میباشد که مطبشون یه جاست) خلاصه رفتیم و من آرتا به بغل رفتم تا خانوم دکتر رو ببینم! خانوم دکتر هم که آرتا رو تا اون زمان ندیده بود کلی با آرتا دوست شد و همه وسائلشو از قبیل گوشی و موبایل و مهرو نسخه ها و ..... رو در اختیار آرتا گذاشت! (گلی دلت بسوزه آخه خانوم دکتر میگفت که تو مخالف اینکارشی)قربونش برم که چقدر اجتماعیه و همه زود طرفدارش میشن! بعد آقای دکتر منو صدا کرد تا دندونمو ببینه که خانو دکتر آرتا رو نداد و نگهش داشت! (خدمات دندانپزشکی همراه با خدمات نگهداری کودک!) (گلی جون نری بگی ها) خلاصه کلی اونجا دلبری کرد بعد که مریض واسه خانوم دکتر اومده بود آورده بود داده بود به بابائی با یه بادکنک که از دستکش پزشکی درست شده بود! آقای دکتر هم تا دندونمو دید گفت خوشبختانه عصب کشی لازم نداره و به نوع مسواک زدنم بر میگرده! چون قسمتی که دندو به لثه میرسه خوردگی داشت یه کم داروی ضد حساسیت زد و گفت کم کم خوب میشه و به دندونهات مسواک رو عمودی بزن نه افقی! منهم کلی خوشبحالم شد!

اینبار عملیات یهوئی آرتا مربوط میشه به تاتی تاتی کردن! از پریروز شروع کرده به ایستادنهای کانلا عمدی! و دیروز کاملا مشخص بود که داره تمرین میکنه! بیشترین زمانی که تونست ایسته کنه ۳۷ ثانیه بود! البته اگه یکی جلوش باشه چند تا قدم هم بر میداره تا خودشو به اون برسونه! خیلی با مزه است!

یه عمل دیگه که خیلی خطرناکه میکنه وقتی تو روروئکش نشسته خم میشه از روی زمین یه چیزی برداره! و چون دستش نمیرسه پاشو میذاره روی پایه روروئک و ما دوبار شاهد بودیم که آرتا به این حالته: دوتا دستاش رو زمین! یه پاش رو هوا و پای دیگه اش توی روروئک که میخواد در بیاد! حالا فکر کنید دکترش گفته بود از ۸ ماهگی بذاریمش تو روروئک!

خلاصه بگم که کلی برای من و بابائی جونش دلبری میکنه و همچنین واسه دور و بریهاش! (البته واسه ما بیشتر)

پ.ن ۱: عزیز دلم فدات بشم نمبدونی صبحها وقتی میخوام لباسهاتو بپوشونم و میبینم که چقدر به خواب احتیاج داری و من در کمال بی مهری برات لباس میپوشونم چقدر دلم میگیره و چقدر خودمو لعن و نفرین میکنم! و خوشگل مامان نمیدونی چقدر تلاش میکنم که بتونم بیشتر کنارت باشم! ایشالله ادارمون بیشتر باهام راه بیاد و بتونم بیشتر کنارت باشم! آخه مامی جون منهم کلی درس خوندم و میخوام یه کم مفید باشم! و اگه کارمو از دست بدم نمیدونم بتونم دوباره از نو شروع کنم یا نه! آخه همه تلاشم هم واسه تو هستش! فردا نگی مامان من اجتماعی نیست! ولی تمام سعیم رو میکنم که هم تو اجتماع باشم هم پیش تو خوشگلم!

پ ن ۲: شعر هائی که واسه آرتا میخونم  تا خوابش ببره:

۱: آرتا آرتا کلوچه ! یه وقت نری تو کوچه دخترا تو رو میبینن غش میکنن میمیرن!

۲: آرتای ما مثل گله! گله و گله! مثل یه شاخه سنبله! گله و گله! خوشگلو ناز و تپله هههههههههههههههههه گله و گله! لباسهاشو مامان اتو کشیده! بچه به این مرتبی کی دیده هان کی دیده!

۳: آرتا جونم گل دسته! میون گلها نشسته ! وقتی گلها باز میشه! آرتا جونم شاد میشه!

۴: (ترکی) آرتا بالام بیر قطره! گئدیب بولاغ دان سو گتیره! آرتا بالام یخیلاسان! سالیب کوزه نی سیندیراسان ! توشوب بولاغدا بوغولاسان!

۵: توپولویم توپولو صورتم مثل هلو ! قد و بالام کوتاهه! موهای من سیاهه ! مامان خوبی دارم! خیلی دوسش میدارم! وقتی میرم به خونه ! میبوسه دونه دونه!

۶: لی لی لی لی لی ! لی لی لی حوضک! آرتا کوچولو  این مرد کوچک! آرتا کوچولو! چه خوب و نازه! مثل من و توست اون دور دورا نیست! خونشون در داره! در خونشون کولون داره حیاط داره ایوون داره! اتاقش تاقچه داره! حیاطش باغچه داره با غچه ای داره گلگلی کنار حوضش بلبلی! لا لا لا! (آهنگ علی کوچولو) لی لی لی لی لی ! لی لی لی حوضک! این مامانشه ! مامان آرتا! مامان خوبش! چه مهربونه! آرتا کوچولو اینو میدونه! اینم باباشه ! چه خالیه جاش! رفته اداره! خدا به همراششششششششششششش! (ورژن جدید)

۷: بعضی وقتها که ببینم هنوز خوابش نبرده! شروع میکنم به آهنگ خوندن! امشب در سر شوری دارم و عاشقم من و امید من ز سفر باز آمد و ............................... خلاصه یه عالمه اپرا بازی تا این عسل ما بره به آسمون هفتم!

پ ن ۳ : دارم برای خرید یه دوربین عکاسی تحقیق میکنم! تا حالا با انواع دوربینهای اتوماتیک عکس میگرفتیم(البته اون عکس خوشگله ها مال دوربیت سایبر شات اچ ۵ سونی هست که مال خودمان نیست) حالا میخوام یکی نیمه حرفه ایشو واسه خودم بخرم! عاشق عکسهای ماکرو شدم! و شدیدا رفتم تو مود عکاسی! خلاصه الان شدیدا گیر کردم بین مدلهای اس پی ۵۵۰ المپیوس و اس ۵ کانون و اچ ۹ سونی ! البته دی ایکس ۴۰ نیکون هم عالیه ولی اون یه دوربین کاملا حرفه ایه و ۲۰۰ تومن از بودجه ما گرونتره! اگه کسی پیشنهادی داره بگه بیزحمت!

پ ن ۴: یه چیزی داره اینروزها روی اعصاب من راه میره! تو اتاقمون دو تا همکار داریم که همه اش با تلفن حرف میزنن و همه اش میگن حاجی جان! حاجی جان! این کلمه دیگه داره رو اعصاب من اسب میدوونه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 8:48  توسط مامان آرتا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه

پیوندهای روزانه
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی
اموزش آشپزی
کلیپ های فلش!
ترانه های کودکان
مادرنمونه
روند رشد کودک!
مركز لرزه‌نگاري كشوري
6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
هفته نهم
تجربه های شخصی
معرفی کتاب
هفته دهم
توصیه به مادران
هفته 11
هفته 12
هفته 13
هفته 14
هفته 15
هفته 16
هفته 17
هفته 18
هفته 19
هفته 20
هفته 21
هفته 22
پیوندها

عسل بانو جون
راستین کوچولو عزیز مامان ویدا
شهراد کوچولو
من و نی نی گوگولی
آرین ومامانی
نی نی گل ما
شيطونك خاله = برديا
من و فرشته‌ي كوچكم
نی نی گولو
دفتر خاطرات خانواده ما(کامیار)
ایلیای مامان
الهام مامان نی نی کوچولو
فريبا جون مامان رايان كوچولو
رویای شیرین
نیما شیر پسر
دختر من
ملوسکم
دنى دردونه من
مهدیار موش کوچولو
کوشا جون غنچه زمستون
لذت با تو بودن
منتظریه کفشدوزک ناز
ستایش کوچولو
بیبی فوتو
من و پسرم
بچگيهای ديبا و پرند
مهدیار ثمانه جون
زهرا جون و نی نی
الهام مامان دل آرام
آنديا جون عشق مامان مژگان
نی نی ناز و نازبانو
نورا کوچولو
یکتا جون
لیلا جون مامان آرین کوچولو
یاسمن کوچولو
یونا جون
داستانهای وروجک و مامانی
پاپیون صورتی
نگار مامان محمد مهدی
روزانه هاي ما
کتاب کودک
مانا و مانيا (دوقلوها)
روزنگار خانم شین
دنيــــاي ان. ال. پی
فنگ شوئی
کلبه عشق
نی نی عسل ما
برای نخود وفندقم
پویان جون
لاریسا جون و مامانش!
شایگان کوچولو
مزدا و پیشی
هستی جون
تی تی خانوم و روزگار
سودی جون مامان آروین کوچولو
پت و مت
نی نی دینا
من و زندگی
ترلان پروانه!
وروجک مامان آرش
رژین کوچولو و مامان سمیرا
من، ني ني، حالا دیگه اسم دارم!
دانيال كوچولو و مامان مرجان
ایرن جون
پرهام کوچولو
دنیا عسل و دانیال جوجو
بارانی باید
آراد کوچولو
آیه کوچولو و مامان نادیا
بهاره جون
زهرا جون
هاله مامان ارشیا
خاله سمیرا
ایلیای مامان سالی
شیوا جون
نوشا جون
لیلا مامان آرتا
شايلی کوچولو
ساناز مامان دانیال
الهه جون
خاطرات آرتین

  RSS