
|
|
عزیزم هشت ماهگیت مبارک! سلام سلام ! ما باز بدون عسک اومدیم! شرمنده دیگه! دوربین نداشته بیدیم!(داشته بیدیم ها ولی خونه خومون نبید! ) آرتای خوشگل و ووروجک مامانی کلی کار جدید یاد گرفته! مثلا میگیره از مبلها بلند میشه! کل مبلها رو دوره میکنه! اگه فاصله بینشون باشه فاصله رو رد میکنه! بعد اگه لازم باشه خم میشه از رو زمین یه چیزی بر میداره! از حالت ایستاده میشینه! اگه تصمیم بگیره که به طرف یه چیزی بره دیگه نمیشه منصرفش کرد! هر چی میخواهیم که سرش گرم بشه و فکرش منحرف نمیشه! تازگیها اگه مانع انجام کاری بشی داد و بیداد راه میاندازه!(حرف حرف خودشه) تا گرسنه میشه میاد از پاهای من آویزون میشه و مه مه مه میکنه! تو بغل من کیف میکنه! وقتی از اداره میام! خودشو میاندازه بغل من و اصلا نمیدونه که باید با من چیکار کنه از بس که خوشحاله! میره تو آشپزخونه و کل کابینت ها رو دید میزنه! دیروز هم زنجیر یکی رو پاره کرده ! میبینم همه جا تکه های کوچک زنجیره! بعد منشا رو پیدا کردم! زنجیر داخل یکی از درهای داشبوردیه! خدا رو شکر زود متوجه شدم! دیروز بعد از سه هفته بردمش حموم! بیچاره نی نیمون بو گرفته بود! آخه همه اش سرما خوردگی داشت! و نمیشد بردش !اون وسطها هم که بخاطر زلزله هیچ کدوم نمیرفتیم حموم! کلی شیطون بلائی کرد تو حموم ! همه اش سعی میکرد آبی رو که از شیر میریخت رو بگیره! بعد حتما تجربه کردید که آدم از صدای خودش تو حموم خوشش میاد! آرتا هم جو گیر شده بود و کلی از صدای خودش خوشش اومده بود و همه اش پشت سر هم با انواع صدا ها ی زیر و بم میگفت اْ اْ اْ اْ (با فتحه) خیلی با مزه بود و من همه اش میخندیدم و اون بازم خوشش میومد و تکرار میکرد! دیروز یه کم موهای کچلشو کوتاه کردم تا مگه یه کم جون بگیرن! شربتهائی که بهش میدم کلافه اش کردن! و اصلا خوشش نمیاد! در باره آموزش هم دلم براتون بگه که بده بستون وسائل رو کاملا یاد گرفته و تا چیزی رو ازش میخوای میده! اگه چیزی رو زیر ملافه قائم کنی پیداش میکنه! ولی اینکه اسباب بازیهاشو تو یک سبد بریزه رو هنوز یاد نگرفته ! بازی کردن با صورت منو خیلی دوست داره! در میان اسباب بازیهاش هم مکعب های رنگی همیشه براش تازگی دارن! کتابهاش رو هم خیلی دوست داره! دیروز رفتم براش یه دست از رولان لباس خریدم و دو کلاف هم کاموا براش خریدم که براش پلوور ببافم! بعد بافتن عکسشو میذارم!البته اگه وقت کنم که ببافم! هر چی گشتم یه یه دست لباس خوشگل براش پیدا کنم نشد! دنبال اسباب بازی هم بودم که پیدا نکردم! دارم مخ شوشو رو برای یه مسافرت میزنم اگه یه سر بریم مسافرت شاید چیزهائی رو که میخوام رو پیدا کنم!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 8:39 توسط مامان آرتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه
|
| پیوندهای روزانه |
|
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی اموزش آشپزی کلیپ های فلش! ترانه های کودکان مادرنمونه روند رشد کودک! مركز لرزهنگاري كشوري 6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
هفته نهم تجربه های شخصی معرفی کتاب هفته دهم توصیه به مادران هفته 11 هفته 12 هفته 13 هفته 14 هفته 15 هفته 16 هفته 17 هفته 18 هفته 19 هفته 20 هفته 21 هفته 22 |
|
|