
|
|
دیروز یه اتفاق بد برای آرتای خوشگل مامان افتاد که کلی منو گریوند! این کوچولو هم مگه میذاشت پانسمان روی دستش بمونه همش تلاش میکرد درش بیاره که آخر سر هم موفق شد ! ولی خدا رو شکر شب خیلی حالش خوب بود و کلی با هم بازی بازی کردیم و کلی از ته دل خندید پتوشو میکشیدم رو سرش و میگفتم حالا بخواب!با سرعت نور پتو رو کنار میکشید و با صدای بلند میخندید و باز منتظر میموند که پتو رو رو صورتش بکشم! ولی همش اون صحنه که خودشو رو زمین میکشید جلوی چشممه و دلمو به عذاب میاره! ایشالله دیگه این زنگ خطری باشه برامون که از این اتفاقات نیافته! دیشب کلا مریض شده بودم و حال درست حسابی نداشتم! بابائی هم از ترسش اصلا پیش مامانش نرفت که سرزنش میشه! صبح زود هم شیرشو دادم و اومدم اداره الان هم پیش بابائیه ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 10:33 توسط مامان آرتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه
|
| پیوندهای روزانه |
|
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی اموزش آشپزی کلیپ های فلش! ترانه های کودکان مادرنمونه روند رشد کودک! مركز لرزهنگاري كشوري 6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
هفته نهم تجربه های شخصی معرفی کتاب هفته دهم توصیه به مادران هفته 11 هفته 12 هفته 13 هفته 14 هفته 15 هفته 16 هفته 17 هفته 18 هفته 19 هفته 20 هفته 21 هفته 22 |
|
|