تبليغاتX
تجربه های مامان آرتا
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker DaisypathNext Anniversary Ticker

من از طرف الهام مامان نی نی کوچولوی عزیزم(مادر زن آرتا) به بازی دعوت شدم ! البته فلسفه بازی رو نمیدونم و روشش رو هم کاملا نمیدونم ولی فکر کنم در حد همون معرفی خودمونه! اگه چیز اضافه ای داره لطفا به من ناشی هم یاد بدید!

1-     معرفی: اسمم هانیه است متولد 8 آبان 56 در تبریز! دو تا خواهر و یه داداشی دارم! رشته الکترونیک خوندم (ورودی 74) تو مدرسه هیچ وقت شاگرد زرنگی نبودم و داغ نمره بیست تو دلم مونده! هر چی زور میزدم 75/19 میشدم ولی بیست نمیشدم! ولی سال آخر دبیرستان بچه درسخون شدم! با کمال همسرم از سال 76 تو یه شرکت آشنا شدم و تا آذر 79 که عقد  کردیم دو دشمن خونی بودیم! باهم شریک بودیم ولی سایه همدیگر رو با تیر میزدیم ولی زمونه یه تقدیر دیگه ای واسمون رقم زده بود و ما شدیم زن وشوهر! و در مرداد 81 زندگی مشترکمون رو شروع کردیم در فروردین 85 استخدام شدم و در 23 فروردین پسر خوشگلم به دنیا اومد ! عاشق شنا و بازار گردی ام! تنیس و اسب سواری رو هم خیلی دوست دارم ولی فقط موفق به الاغ سواری شدم!عاشق دریا و کوه و جنگلم!

2-     فصل و ماه و روز مورد علاقه : عاشق بهارم ! ماه فروردین و اردیبهشت! روز مورد علاقه ام سه شنبه

3-     رنگ تو: رنگ سبز مغز پسته ای و نارنجی! و رنگهای سال برای لباسهام!

4-     غذای مورد علاقه: هر جور غذائی که با سلیقه درست شده باشه رو دوست دارم ولی خورشت بادمجون قورمه سبزی و کباب برگ  و ذلمه برگ رو خیلی دوست دارم!

5-     موسیقی مورد علاقه: من عاشق آهنگهای قدیمیم ! شاید بشه گفت یه مجموعه بزرگ آهنگهای از 50 سال قبل به بعد رو دارم! ولی عاشق آهنگهای سیاوش قمیشی!

      البوم ستاره های سربی ابی! هایده ! گوگوش! فرامرز اصلانی ! مرضیه بنان !قدیمیهای معین! و یه سری آهنگ که منو به یه زمانهای مخصوصی میبره مثلا شهرام شپره و ناهید یه آلبوم مشترک دارند که وقتی اونو گوش میکنم میرم تو حال و هوای کنکور! یا آلبوم نیلوفر یا بلای اندی منو میبره به شیطنت بازیهای دبیرستان! و.................

6-بد ترین ضد حالی که خوردی : بدترین ضد حال ها رو همیشه شوشو سر تولد یا سالگرد عروسیمون بهم زده!

7- بزرگترین قولی که دادی: قول وفاداری به همسرم!

8- ناشیانه ترین کاری که کردی: اولین باری که به زور مامانم کفش پاشنه بلند(سه سانتی) پوشیدم و رفتم دانشگاه طبقه زیر زمین اتاق پروژه بود پاتق همه سال بالائی ها  اونجا بود! منهم بلد نبودم راه برم تا دو تا پله اومدم پائین پام لیز خورد و 15 پله رو باهم رفتم پائین و دیدم پاشنه کفشم دو سه متری اونورتر افتاده! خلاصه پاشنه کفشم رو گرفتم دستم و دویدم تو دستشوئی! و با یه سنگ پاشنه رو کوبیدم به کفش و رفتم خونمون کفشها رو پرت کردم یه طرف! کلی آبروم رفته و کلی هم لقب گرفته بودم از طرف جبهه مخالف

9- بدترین خاطره زندگی: فوت مادر بزرگم و عمل قلب بابام!

10- شخصی هست که بخوای ملاقاتش کنی: من یه دوستی داشتم از راهنمائی با هم دوست بودیم اسمش هم لادن باقر موسوی بود! که سال سوم دبیرستان رفتند تهران و ارتباطمون قطع شد و الان تقریبا هر شب خوابشو میبینم ! خیلی سعی کردم پیداش کنم ولی نشده!

11- به کی نفرین میکنی: اهل نفرین کردن نیستم! فقط اشخاصی که در آینده مردمم اثر سوء میذارن رو میگم خدا ازشونن نگذره

12- وضعیت در 10 سال آینده : ایشالله یه زندگی آروم با دو تا بچه  و سلامتی همه خانواده خودم و همسرم

13- خنده دار ترین خاطره : یه بار رفته بودیم باغ وحش مشهد با یکی از دوستهامون جلوی قفس شیر ها ایستاده بودم و داشتم از آقا شیره تعریف و تمجید میکردم و میگفتم عجب ابهتی داره حقا که سلطان جنگله و .... که یهو آقا شیره پشتشو کرد به من و یه بد کاری کرد که از سر تا پام خیس شد حالم از خودم بهم مبخورد و با خودم لعن و نفرینش میکردم و میگفتم خاک تو سرت با اون سلطانیت !

یه بار هم آشغالی اومده بود دم در (با ماشین کمپرسی) تا رفتم دم در دیدم اون آقاهه که اشغال هارو جمع میکنه رفته سر کوچه و اون اقائی که آشغال ها رو ازش میگیره وایستاده رو ماشین (آقای اولی اشغالهارو پرت میکرد پشت ماشین) منهم خواست ادای اونو در بیارم  و کیسه آشغالهارو پرت کردم پشت ماشین ولی نشونه گیریم بد بود و کیسه آشغالها افتاد رو سر اون آقائی که بالای ماشین بود! منهم خنده ام گرفت و یه ببخشید گفتم و جیم شدم!

14- بهترین سفر: تا حالا خیلی سفر رفتم تقریبا به جز سیستان و بلوچستان همه حای ایران رفتم! ولی دو تا سفر خیلی خوش گذشته اولی سفر به شیراز و اصفهان از طرف دانشگاه همراه همکلاسیهامون و پسرهای 2 سال بالاتر از خودمون کلی شیطونی کرده بودیم ! و دومی سفر به ترکیه با شوشو بود که تقریبا نصف ترکیه رو گشتیم و اصلا باورم نمیشد کشور به این زیبائی در همسایگیمون وجود داشته باشه! سواحل مدیترانه معرکه است و همچنین دریای سیاه! میگم این اروپائی ها تا میان ایران دنبال کویر میگردن! چون اونجا همه جاش مثل شماله بدون هوای شرجی!

15 – چه تیپی هستم : کلا زنونه نیستم تو مهمونی ها میرم قاطی مردها و بحث سیاسی میکنم! قرتی بازی هم اصلا بلد نیستم! همیشه اسپورت میپوشم و وسائل دخترونه رو بیشتر از زنونه میپسندم! اصلا هم بلد نیستم با عشوه و غمزه حرف بزنم!

1۶ بهترین خاطره: لحظه تولد آرتا بهترین خاطره امه ! اون لحظه ای که صدای گریه اش رو شنیدم و دیدمش! اصلا باورم نمیشد و فقط اشک میریختم!

حرف دلت: همیشه از اینکه یکی از عزیزترینهام از کنارم بره میترسم! خدایا به همه سلامتی بده! خدایا به بهترین مراحل زندگی من و خانواده ام رو برسون!

 

راستی خیلی بیشتر از اونی شد که باید میبود (روده درازی)

منهم از بین دوستهای خوبم مامان نیما شیر پسر- مامان کامیار جون -سحر جون مامان امیر رضا  و ویدا جون مامان راستین کوچولو رو به بازی دعوت میکنم

بعدا نوشت:

اون روزی تو اداره اینهارو از کامپیوتر همکارم تند تند تایپ کردم چند نفر رو یادم رفت به بازی دعوتشون کنم!

حالا از اول افراد زیر دعوت به بازی میشوند: آرزو جون مامان آرش وروجک! ریحانه جون مامان سپهر !مریم جون مامان آرین ! آسیه جون مامان نیوشا! مامان نی نی گولو (آئین کوچولو) فاطمه جون مامان نازنین! یاسی جون مامان دنی دردونه! مامان کوشا نی نی ! فریبا جون مامان رایان جون !

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 11:46  توسط مامان آرتا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه

پیوندهای روزانه
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی
اموزش آشپزی
کلیپ های فلش!
ترانه های کودکان
مادرنمونه
روند رشد کودک!
مركز لرزه‌نگاري كشوري
6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
هفته نهم
تجربه های شخصی
معرفی کتاب
هفته دهم
توصیه به مادران
هفته 11
هفته 12
هفته 13
هفته 14
هفته 15
هفته 16
هفته 17
هفته 18
هفته 19
هفته 20
هفته 21
هفته 22
پیوندها

عسل بانو جون
راستین کوچولو عزیز مامان ویدا
شهراد کوچولو
من و نی نی گوگولی
آرین ومامانی
نی نی گل ما
شيطونك خاله = برديا
من و فرشته‌ي كوچكم
نی نی گولو
دفتر خاطرات خانواده ما(کامیار)
ایلیای مامان
الهام مامان نی نی کوچولو
فريبا جون مامان رايان كوچولو
رویای شیرین
نیما شیر پسر
دختر من
ملوسکم
دنى دردونه من
مهدیار موش کوچولو
کوشا جون غنچه زمستون
لذت با تو بودن
منتظریه کفشدوزک ناز
ستایش کوچولو
بیبی فوتو
من و پسرم
بچگيهای ديبا و پرند
مهدیار ثمانه جون
زهرا جون و نی نی
الهام مامان دل آرام
آنديا جون عشق مامان مژگان
نی نی ناز و نازبانو
نورا کوچولو
یکتا جون
لیلا جون مامان آرین کوچولو
یاسمن کوچولو
یونا جون
داستانهای وروجک و مامانی
پاپیون صورتی
نگار مامان محمد مهدی
روزانه هاي ما
کتاب کودک
مانا و مانيا (دوقلوها)
روزنگار خانم شین
دنيــــاي ان. ال. پی
فنگ شوئی
کلبه عشق
نی نی عسل ما
برای نخود وفندقم
پویان جون
لاریسا جون و مامانش!
شایگان کوچولو
مزدا و پیشی
هستی جون
تی تی خانوم و روزگار
سودی جون مامان آروین کوچولو
پت و مت
نی نی دینا
من و زندگی
ترلان پروانه!
وروجک مامان آرش
رژین کوچولو و مامان سمیرا
من، ني ني، حالا دیگه اسم دارم!
دانيال كوچولو و مامان مرجان
ایرن جون
پرهام کوچولو
دنیا عسل و دانیال جوجو
بارانی باید
آراد کوچولو
آیه کوچولو و مامان نادیا
بهاره جون
زهرا جون
هاله مامان ارشیا
خاله سمیرا
ایلیای مامان سالی
شیوا جون
نوشا جون
لیلا مامان آرتا
شايلی کوچولو
ساناز مامان دانیال
الهه جون
خاطرات آرتین

  RSS