
|
|
یه سال بیشتره که دارن از افزایش مرخصی زایمان حرف میزنن یه ماه بیشتر هم هست که از تصویب نهائیش گذشته ولی خبری از آئین نامش نیست! یه هفته از مرخصیم مونده و عزا گرفتم! نمیدونم با این کوچولو چیکار باید بکنم ! آخه من همیشه به این فکر میکنم که این کوچولو که با پای خودش نیومده به این دنیا! ما به زور از دستش گرفتیم کشوندیمش این دنیا حالا باید بهش بگیم از چهار ماهگیت مجبوری کارمند باشی! دیگه دارم خودمو به آب و آتیش میزنم که مگه مرخصی 6 ماهه منو هم شامل بشه! اون روز یه مطلبی خوندم که نوشته بود این مرخصی اونهائی که بعد از 6 تیر رفتن مرخصی رو شامل میشه! و نوشته بود اونهائی که در حال مرخصی هستن معلوم نیست که شامل بشه یا نه! منهم دست بکار شدم! یه نامه به رئیس جمهور نوشتم و ازش خواهش کردم که اونهائی رو شامل بشه که بچه زیر 6 ماه دارن! بعد از ریاست جمهوری نامه اومد که رو نوشت نامت رو فرستادیم وزارت رفاه! ولی تا حالا خبری از وزارت رفاه نیست! دیروز باز هم یه نامه نوشتم که خبری از جواب نامه ام نیست! حالا باید صبر کنم ببینم تا3 شنبه بعد که مرخصیم تموم میشه چی میشه! اگه شامل منهم شد که خدا رو شکر ! اگه نشد تصمیم گرفتم برم یک ماه مرخصی بگیرم بعدشم تا عید مرخصی بدون حقوق! بعدشم خدا بزرگه! آرتا هم یه کم بزرگ میشه! میگذارمش پیش یکی از مامانهامون! آخه همیشه به این فکر میکنم که از تمام این لحظال شیرینش کمال استفاده رو بکنم! حالا دیگه چند وقتیه که خودم حمومش میکنم! کلی هم ذوق میکنم! شیطون بلا کلی هم شلوغ شده ! اون روزی به بابائی میگمکه صبر کن راه بیفته یه دماری از روزگارمون در بیاره ! کاملا احساسا میکنم از اون بچه های شیطون میخواد بشه که یه جا بند نمیشن! از نوع دست و پا زدنش معلومه! چند با گذاشتمش تو روروکش!میذاره رو دنده عقب و دبرو! بعدش یه جا گیر میافته و دادش در میاد! تازگیها هم تا میخوام بخوابونمش رو بالش تمام فکرش پیش اینه که یه جوری بلند شه! سرش تا نصفه های پشتش رو بلند میکنه بعد شالاپی میافته رو بالش! غلت میخوره بعد یه دستش میمونه زیرش داد میکشه که بیائید منو نجات بدید! خلاصه هر روز یه فیلمی داریم دیگه! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 8:52 توسط مامان آرتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه
|
| پیوندهای روزانه |
|
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی اموزش آشپزی کلیپ های فلش! ترانه های کودکان مادرنمونه روند رشد کودک! مركز لرزهنگاري كشوري 6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
هفته نهم تجربه های شخصی معرفی کتاب هفته دهم توصیه به مادران هفته 11 هفته 12 هفته 13 هفته 14 هفته 15 هفته 16 هفته 17 هفته 18 هفته 19 هفته 20 هفته 21 هفته 22 |
|
|