تبليغاتX
تجربه های مامان آرتا
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker DaisypathNext Anniversary Ticker
سلام سلام!عسلک ما ۱۳ ماهه شد مبارکه! حال ما هم خوبه! حال آرتا جینگولکی ما هم خوبه ! ای خدا شکرت! ولی بچم شده یه پوست و استخون! دست به پشتش میکشی دنده هاش کاملا مشخصه! چند شبی هم بود که نمیخوابید و نصف شب گریه میکرد کاری حتی تو نوزادیش هم نکرده بود! و این بیشتر نگرانم میکرد! تا اینکه دیروز به سفارش بزرگتر ها بهش نبات داغ دادم خورد (عرق نعناع + نبات + هل) و دیشب مثل اینکه بهتر خوابیده! اشتهاشم خیلی بهتر شده! البته هنوز میترسم تنوع غذاشو بیشتر کنم ولی مثل خوردن اولین غذای جامدش هر روز یه چیزی اضافه میکنم! سعی میکنم پروتئین و نشاسته غذاش زیاد باشه تا بلکه یه کم وزن بگیره! از دیروز تونیک مینادکسشو شروع کردم! اون آرتای خوش اخلاق شیطون من تبدیل شده به یه ارتای بهونه گیر که فقط بغل میخواد وقتی هم بغلش میکنی با انگشت اشاره اش فرمون میده که از اینطرف بو اینجا برو ! نه اینجا نه! و خلاصه که کلی بنده رو میپیچونه! بعد عم کلی گریه و زاری که میخوام روی کابینت یا روی اپن بشینه! و اگه وسیله ای رو که میخواد رو بهش ندی گوشهات از جیغش پاره میشه و اون وسیله رو با دستش هل میده که نه نمیخوام! از دیروز عصر حالش یه کم بهتر شده!

دارم قدم به قدم باهاش حرف زدن رو تمرین میکنم! مثلا از حرف ب شروع کرده! یه روز تمام فقط بهش گفتم بگو ب! اونم تکرار میکرد! فرداش گفتم با با ! و بازم همکاری میکرد! بعد میگم بگو ب (با فتحه) اول سختش بود ولی بعد چند دقیقه گفت حالا از دیروز که اینو باها کار کردم! به به میگه! میگی بعبعی میگه: میگه بع! دیروز رفته از آبسرد کن یخچال آویزون شده و میگه به (یعنی آب میخوام)! خلاصه که این ب با فتحه کلی زبون بچمو باز کرده! امروز میخوام م رو شروع کنم ! البته مه مه رو کاملا با هدف میگه! ماما رو هم میگه! امروز میخوام من رو براش یاد بدم!


گرونی رو دارین دیگه! ماشالله هزار ماشالله هر روز گرونتر از دیروز! من پارسال این موقع با ۸۰۰ تومن با آژانس میومدم یر کارم و الان شده ۱۶۰۰ تومن! به به به به! برای عید برنجو خریدیم ۱۸۰۰ و دیروز شوشو میگه برنج فروشها برنج نمیفروشن! و صحبت ۴۸۰۰ و ایناست! میوه ماشالله دیگه نگو !دیگه کیلوئی ۱۰۰۰ میوه گند خیلی عادی در همه! یعنی یه جوون همسن من که پسر باشه! و بخواد ازدواج کنه و خونه بخره میتونه؟ (یعنی با پیش فرض نرسیدن چیزی از باباش) پارسال یکی از دوستامون یه آپارتمان از اون پیش ساخته های دست چندم تو یکی از شهرکها (از اونائی که مال ایرداکه و همچین جای خوبی هم نیستن و همیشه از همه جا ارزونتره) خریدن ۲۰ تومن و اونروزی میگه این آپارتمانها شده ۶۰ تومن! حالا جالبش اینجاست که ۱۷ تومن رهن کامل این آپارتمانهاست! یعنی نه میتونی اجاره بشینی نه میتونی بخری! ضریب جدید حقوقها هم که نیومده! معلوم هم نیست بالاخره این قانون نظام هماهنگ کی اجرا میشه! راستی کسی خبر داره؟ تازه به یه سری بازنشسته بد بخت بیچاره هم هدیه بازنشستگیشونو سهام عدالت دادند! حالا این وسط چقدر بیچاره بود که روی این پول حساب کرده بود! یکی میخواست دختر شوهر بده یکی میخواست ماشین بخره! یکی میخواست یه کاسبی راه بندازه واسه بعد بازنشستگیش! مثل اون آهنگ گروه کیوسک دموکراسی چینی ! پیتزای قورمه سبزی! خودمونم حالیمون نیست داریم چیکار میکنیم! تازه از هر سوراخ سمبه ای هم واسه کوچکترین حرکت یه یکی پیداش میشه نقادی میکنه! دیروز یه جائی یه نقد دیدم از برنامه فیتیله که محبوب بزرگ و کوچکه! چون یه کم شاده و مردم یه ساعتی از این فکرو خیالها بیرون میان و یه کم شادی میبینن! آقای راستگو (همون آقاهه که برای بچه ها برنامه اجرا میکرد) نوشته تو این برنامه یه هفته واسه دختر بچه ها باشه یه هفته واسه پسر بچه ها! اصلا نمیگم قضیه رو برید اینجا بخونید قضاوت هم با خودتون! خلاصه که ......................


خانوم شین یه پستی نوشته بود در باره چشم انداز بیست ساله! جالب بود منم میخوام همیچین کاری بکنم! بیست سال بعد :

مامان آرتا : یه خانوم پنجاه ساله که هنوز نتونسته انتقالیشو بگیره و مردده که مرخصی بدون حقوق بگیره یا نه؟! بعد آرتا آرتین و آرتینا هم به جمعشون اضافه شدن! مامان آرتا هنوز هم با شوهرش سر در آوردن پیژامه اش توی اتاق پذیرائی جنجال داره

بابای آرتا: بابای آرتا هنوز هم تنبله و باز هم جمعه ها صبح بر سر اینکه برن پیاده روی مشکل داره! بابای آرتا همچنان مشتری تلویزیون موتوری تی وی میباشد و همچنان در رویاهایش خواب ماشینهای شاسی بلند رو میبینه ولی همچنان ایران خودرو سوار میشه!

آرتا : احتمالا تونسته دیپلمشو بگیره و هر روز میگه مامان من زن میخوام شید خودش دست به کار شده!

خاله اسما: بالاخره به آرزوی دیرینه اش رسیده و تو آلمان یا آمریکا تو مرکز تخصصی ژنتیک داره کار میکنه!

خاله متین: یه مزون زده و درسو بیخیال شده و فروشگاههای زنجیره ای لباسهای مارک دار رو راه انداخته و همچنان موهاش هر روز یه رنگیه ! دوستاش هم همچنان با من متفاوتن

دائی مجتبی: بالاخره تونسته دیپلمشو بگیره و رفته سربازی!

عمو عارف(شوهر خاله متین) : فوق تخصص ارتوبدی شده و همچنان مشغوله و از ده تا دعوت یکیشو اجابت میکنه ولی بازم مشکلات ما رو راه میاندازه!

گلی: ده بیست تا بچه قد و نیم قد به نامهای گل صنم گل چهره گلریز گلاب و ..... و غلام قلی و غلام علی و ...... دور و برش ریخته! اون هنوز پر از انرژیه برای بحثهای داغ! ولی یه کم تغییر کرده و از رئالیستی فاصله گرفته!

وبلاگی ها: هنوز دارن مینویسن که جوش بلوغ داروش چیه! چجوری با گرل فرند و بوی فرند بچم رفتار کردم ! وای این دختره ایکبیری رو دیدی؟ خلاصه که جریان همچنان ادامه دارد و کلی فسیل به این دنیای مجازی اضافه شده!


بابا من حوصله تایپ کردن ندارم! چیکار کنم مطالب این کتاب رو! کارم هم زیاد شده! یعنی پیک کاری ما داره شروع میشه و از این به بعد مامان آرتا ناپیدا میشود! حالا در اولین فرصت قول میدم ادامه بدم!


آرتا چند روزیه مژه هاشو میکشه ذهنمو شدیدا مشغول کرده! آیا این از استرسه؟
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:29  توسط مامان آرتا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه

پیوندهای روزانه
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی
اموزش آشپزی
کلیپ های فلش!
ترانه های کودکان
مادرنمونه
روند رشد کودک!
مركز لرزه‌نگاري كشوري
6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
هفته نهم
تجربه های شخصی
معرفی کتاب
هفته دهم
توصیه به مادران
هفته 11
هفته 12
هفته 13
هفته 14
هفته 15
هفته 16
هفته 17
هفته 18
هفته 19
هفته 20
هفته 21
هفته 22
پیوندها

پریسا جون
راستین کوچولو عزیز مامان ویدا
شهراد کوچولو
من و نی نی گوگولی
آرین ومامانی
نی نی گل ما
شيطونك خاله = برديا
من و فرشته‌ي كوچكم
نی نی گولو
دفتر خاطرات خانواده ما(کامیار)
ایلیای مامان
الهام مامان نی نی کوچولو
فريبا جون مامان رايان كوچولو
رویای شیرین
نیما شیر پسر
دختر من
ملوسکم
دنى دردونه من
مهدیار موش کوچولو
کوشا جون غنچه زمستون
لذت با تو بودن
منتظریه کفشدوزک ناز
ستایش کوچولو
بیبی فوتو
من و پسرم
بچگيهای ديبا و پرند
مهدیار ثمانه جون
زهرا جون و نی نی
الهام مامان دل آرام
آنديا جون عشق مامان مژگان
نی نی ناز و نازبانو
نورا کوچولو
یکتا جون
لیلا جون مامان آرین کوچولو
یاسمن کوچولو
یونا جون
داستانهای وروجک و مامانی
پاپیون صورتی
نگار مامان محمد مهدی
روزانه هاي ما
کتاب کودک
مانا و مانيا (دوقلوها)
روزنگار خانم شین
دنيــــاي ان. ال. پی
فنگ شوئی
کلبه عشق
نی نی عسل ما
برای نخود وفندقم
پویان جون
لاریسا جون و مامانش!
شایگان کوچولو
مزدا و پیشی
هستی جون
تی تی خانوم و روزگار
سودی جون مامان آروین کوچولو
پت و مت
نی نی دینا
من و زندگی
ترلان پروانه!
وروجک مامان آرش
رژین کوچولو و مامان سمیرا
من، ني ني، حالا دیگه اسم دارم!
دانيال كوچولو و مامان مرجان
ایرن جون
پرهام کوچولو
دنیا عسل و دانیال جوجو
بارانی باید
آراد کوچولو
آیه کوچولو و مامان نادیا
بهاره جون
زهرا جون
هاله مامان ارشیا
خاله سمیرا
ایلیای مامان سالی
شیوا جون
نوشا جون
لیلا مامان آرتا
شايلی کوچولو
ساناز مامان دانیال
الهه جون

  RSS