تبليغاتX
تجربه های مامان آرتا
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker DaisypathNext Anniversary Ticker
سلام سلام! اول از همه تولد امیر رضای گل گلاب و دوست جونی آرتا رو بهش و مامانی خوبش تبریک میگم!وای که این امیر رضا عشق منه ها!عزیزم ایشالله دامادیت!


و اما اگر از احوالات اینجانبان پرسیده باشید باید بگم که خدا رو شکر حال آرتا خیلی بهتره! درسته که هنوز اشتهاش برنگشته ولی خیلی بهتر شده یعنی دیروز جمعه فقط ۲ بار گلاب بروتون داشت و یه بار شب استفراغ داشت! و استفراغ شبش کلی حالمون رو گرفت! از پنجشنبه بگم که از اداره که رفتم میخواستم زودی برسم خونه و کارهامو انجام بدم و یه ساعتی برم عروسی! ولی تا رسیدم خونه اولا که دیدم خونمون پر آدمه! یعنی لوله کش اومده یه شیر به آشپزخونه بکشه! مادر شوهرم اومده خونه ما پیش آرتا باشه پدر شوهرمم که اونجاست و همه جمعشون جمعه و خونه هم که خدا رو شکر هر وقت من نباشم مثل بازار شام میمونه! و از اونجائی که من میدونم پنجشنبه ها که من نیستم و شوشو خونه است حتما یکی میاد خونمون حتما خونه رو تمیز میکنم ولی به خاطر مریضی آرتا و انرژی از دست رفته نتونستم زیاد مرتب کنم و خلاصه بازم آبرو رفت (البته شوشو همیشه میگه نگران چیز نداشته نباش)

کجا بودیم؟! آهان خلاصه که تا رسیدم خونه حالم شدشد به هم میخورد کم کم تمام استخونهام به درد اومدن و لرزش شدیدی تمام وجودم رو گرفت و رفتم زیر پتو شوشو اومد گفتم هر چی به دستت میرسه بنداز رو من که دارم میمیرم از سرما! خلاصه که دو تا پتو و دو تا لحاف یه یه ساعتی روی من بود تا یه کم گرمم شد! دمای بندم هم شده بود ۳۹ از اونطرف هم آرتا پاش لیز خورد و صورتش خورد به لبه تخت کبود شد! دل پیچه شدید و دل بهم خوردگی شدیدتری داشتم ! تب داشتم و همه جا رو مثا اینکه از پشت ذره بین نگاه میکردم! همه چیز جلو و عقب میرفت و بیچاره شوشو و آرتا! بعد قرص خوردن و این چیزا یه کم حالم بهتر شد ولی کلا اشتهام کور شده بود! بعد چند ساعت شوشو هم مثل من شد! خلاصه آرتا موندو دو تا مامان و بابای مریض و تیمارداری! دیروز هم بیشترش به استراحت و آرتا داری گذشت ولی خدا رو شکر امروز رو بهترم! ولی تو این چند روز چند تاا تجربه به دستم اومد!

۱- وقتی یه بچه استفراغ شدید داشت و هیچی رو تو معدش نگه نمیداره بعد اجرای تجویزات دکتر محلول او آر اس رو بهش کم کم بدید! دکتر به من چیزی گفت که خیلی خوب بود! اون گفت این مریضی بیشتر به نرسینگ خوب احتیاج داره! و راستم میگفت! من اونشب تا صبح زود به زود چند قاشق بهش محلول میدادم! و این تو روند خوب شدنش خیلی خوب بود!

۲ اگه بچه اشتها نداره اصلا بهش اجبار نکنین که بخوره!

۳ به تجویز دکتر من گاه به گاه با سرنگ بهش آب سیب میدادم آب سیب غنی از املاح پتاسیمه و چون در مسمومیت بدن املاح پتاسیم از دست میده تو روند بهبودی خیلی موثره!

۴- بعد از چند روز و بهبود نیافتن کامل استفراغ آرتا دست به درمان سنتی هم بردم و دیروز ناشتا بهش ۲ سی سی آب برگ تربچه دادم که خیلی براش خوب بود!

۵- به نوشته کتاب من و کودک من! لز دیروز براش گوشت مرغ و حلیم برنج میدم!

۶- دادن دارم با سرنگ خیلی خوبه و من از وقتی با سرنگ شربت میدم خیلی راحتتر میشم ولی آرتا تا وقتی روی سرنگ رو میبینه راست راه هشو میگیره میره یه گوشه قائم میشه این کارش هم با مزه است هم دل آدم براش کباب میشه!

۷- یه چیزی هم تو دلمه که خیلی ناراحتم کرده ولی چون وبلاگ آرتاست نمیتونم بنویسم ولی خدایا کاری کن که هیچ وقت بین آدمها فرق نزاریم و همه رو به یه چشم ببینیم!


نانای نانای آرتا!

اگه ببینین این عسل ما چه نانائی میکنه! اول میره سراغ تلویزیون و کانال ها رو عوض میکنه زود زود ! تا اینکه یه کانالی به تورش میخوره که موسیقی داره! اول یه دستشو میبره بالا! زانو ها رو خم میکنه! ق م ب ل ش و میده عقب و با تکونهای موزون میچرخه! وای که کم میمونم همونجوری بخورمش! از بش جیگر میشه!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:28  توسط مامان آرتا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه

پیوندهای روزانه
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی
اموزش آشپزی
کلیپ های فلش!
ترانه های کودکان
مادرنمونه
روند رشد کودک!
مركز لرزه‌نگاري كشوري
6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
هفته نهم
تجربه های شخصی
معرفی کتاب
هفته دهم
توصیه به مادران
هفته 11
هفته 12
هفته 13
هفته 14
هفته 15
هفته 16
هفته 17
هفته 18
هفته 19
هفته 20
هفته 21
هفته 22
پیوندها

پریسا جون
راستین کوچولو عزیز مامان ویدا
شهراد کوچولو
من و نی نی گوگولی
آرین ومامانی
نی نی گل ما
شيطونك خاله = برديا
من و فرشته‌ي كوچكم
نی نی گولو
دفتر خاطرات خانواده ما(کامیار)
ایلیای مامان
الهام مامان نی نی کوچولو
فريبا جون مامان رايان كوچولو
رویای شیرین
نیما شیر پسر
دختر من
ملوسکم
دنى دردونه من
مهدیار موش کوچولو
کوشا جون غنچه زمستون
لذت با تو بودن
منتظریه کفشدوزک ناز
ستایش کوچولو
بیبی فوتو
من و پسرم
بچگيهای ديبا و پرند
مهدیار ثمانه جون
زهرا جون و نی نی
الهام مامان دل آرام
آنديا جون عشق مامان مژگان
نی نی ناز و نازبانو
نورا کوچولو
یکتا جون
لیلا جون مامان آرین کوچولو
یاسمن کوچولو
یونا جون
داستانهای وروجک و مامانی
پاپیون صورتی
نگار مامان محمد مهدی
روزانه هاي ما
کتاب کودک
مانا و مانيا (دوقلوها)
روزنگار خانم شین
دنيــــاي ان. ال. پی
فنگ شوئی
کلبه عشق
نی نی عسل ما
برای نخود وفندقم
پویان جون
لاریسا جون و مامانش!
شایگان کوچولو
مزدا و پیشی
هستی جون
تی تی خانوم و روزگار
سودی جون مامان آروین کوچولو
پت و مت
نی نی دینا
من و زندگی
ترلان پروانه!
وروجک مامان آرش
رژین کوچولو و مامان سمیرا
من، ني ني، حالا دیگه اسم دارم!
دانيال كوچولو و مامان مرجان
ایرن جون
پرهام کوچولو
دنیا عسل و دانیال جوجو
بارانی باید
آراد کوچولو
آیه کوچولو و مامان نادیا
بهاره جون
زهرا جون
هاله مامان ارشیا
خاله سمیرا
ایلیای مامان سالی
شیوا جون
نوشا جون
لیلا مامان آرتا
شايلی کوچولو
ساناز مامان دانیال
الهه جون

  RSS