تبليغاتX
تجربه های مامان آرتا
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker DaisypathNext Anniversary Ticker
سلام تی تی عزیزم منو به بازی دعوت کرده !  تواین پست میخوام خودمو محک بزنم! تو یه پست ما قبل آخر از دوستان خوبم خواسته بودم که نظرشونو در مورد من بگن! بیشتر دوستان منو رک حساس و زود رنج خوانده بودن! یکی قد بلند و اون یکی با قد متوسط منو تجسم کرده بود! یکی با هیکل ریزه و اون یکی منو تپلی دیده بود! خوش سلیقه و باکلاس -مهربون - مودب-ملایم-جدی-خوشگل خوشتیپ خوش پوش.... مردونه / باهوش / مثبت / خوش برخورد اجتماعی / زودجوش / سخت نگیر / مهربون / یه کم وسواسی در مورد آرتا!!! خیلی شاد و سرحال و خوش سلیقه - به رنگ خیلی اهمیت میدی از نظر اخلاقی شاد و سرحال ولیکن احساساتی و زودرنج-رک --سخت کوش-خوشکل- بانمک-پوست و چشمات روشنه-آدم محکم و مستقل و فعالی . خیلی رک گوئی - شیطون-دختر شاد و شنگولی هستی و خوش اخلاق هستی مهربون هستی و اجتماعی -فکر کنم آدم رکی هم هستی -خوش هيكل و قدبلند -سفيد و يه كم توپولي -با موهاي حالت دار و لب و دهن كوچولو-آرتا هم كوپ خودته -خيلي خاكي و بي شيله پيله باشي ...خيلي منطقي و مهربون ...خونگرم اجتماعي خوش سليقه و پرجنب و جوش-یه خانم باهوش قدبلند شاد و شنگول خوشگل دوست داشتنی کمی تا قسمتی حساس به مادر شوشو-این نظر دوستان وبلاگی مهربون من بود که خیلی لطف دارن!بابا یکی بیاد این هندونه ها رو تحویل بگیره خیلی سنگینن الان میافتن میشکنن ها!  البته خیلی منتظر یه سری نظرات سازنده و انتقادی هم بودم که چیزی گیرم نیومد!

حالا من خودم نظرم چیه؟

این من شاد و شنگول: یه دختر شاد و شنگول ولیکن ته دلش غمگین! با یه سری ایده ال که خودشو واسه رسیدن به اونا هلاک میکنه! اون هیچ وقت نمیتونه به خاطر شرم و حیا و حرف دیگران در نهیت شادی باشه! چون همیشه یه کسی هست که بهش چشم غره بره! و اون از چشم غره دیگران دچار تشویش و استرس میشه! چون وقتی بچه بود چون بچه اول بود مامانش همه تربیتهاشو واسه اون ذخیره کرده بود و اگه تو یه مهمونی یه چشم غره بهش میرفت میدونست که تو خونه یه تنبیه حسابی در انتظارشه!

کسی که کمتر از بهترین برای دور و اطرافش نمیپسنده و عمرا کادوی بد و رو دستش مونده واسه کسی نداده! همیشه واسه کادو خریدن خیلی وقت میذاره! از کادو گرفتن هم خیلی خوشش میاد! از سورپرتیز شدن هم خوشش میاد

دایره دوستیش رو بزرگتر میکنه ولی دوست صمیمی خیلی کم داره و اصولا خیلی زود دوست نداره برو و بیا راه بیاندازه اول باید طرف رو بشناسه بعد ولی بیرون از ارتباط خانوادگی دوستش زیاده!

کسی که به هنر خیلی علاقه منده! و کارهای هنری و دکوراسیون رو خیلی دوست داره!

آدمی که از افه اومدن و کلاس گذاشتن خوشش نمیاد ! سعی میکنه خوش سلیقه و خوش پوش و خلاصه تک تک باشه ولی داشته هاشو وحتی نداشته هاشو به رخ دیگران نمیکشه که من رفتم فلان فروشگاه گران قیمت و فلان چیز خریدمو فلان جواهرات رو شوهرم واسم خرید و ....... اصلا خوشم نمیاد و تو جمعی اگه یکی کلاس اینجوری بذاره من زودی یه چیزی میگم که مثلا وایییییییییییییییییییییی شما از فلان فروشگاه خرید میکنین ما اصلا پول نداریم از اونجا خرید کنیم و از فلان جا (بی کلاس ) خرید میکنیم !

این من مستقل: یه دختر مستقل که هیچ وقت نمیتونه به کسی بگه من پول لازم دارم! دستشو پیش هیچ کسی دراز نمیکنه!

این من اسلو موشن و لیکن پر جنب و جوش: یه خانوم اسلو موشن در بسیاری کارها! با عجله کاری ندارم! ولی اگه برسه به کاری که دلم میخواد دیگه شب هم نمیخوابم و فقط اون چیزی که تو ذهنمه اونو میبینم باو کنین گوشهام کر میشه!

من حساسی که قبلا تا بهش تو میگفتن اشکش سرازیر میشد ولی الان خیلی گردن کلفت شده!

منی که کلمات محبت آمیز خیلی زود رامش میکنه

منی که تایئد افراد مهم زندگیش براش خیلی مهمه!

این خانوم خانومای نابینا و ناشنوا: این خانوم خانوما خیلی وقتها چشاش جائی رو نمیبینه ! اون وقت وقتیه که وارد یه مجلسی بشه که پر مهمون باشه و همه یهو از جاشون بلند شن! این خانومه اونوقته که چشاش جائی رو نمیبینه! و هل میشه و بعد ۵ دقیقه که نشست و حالش سر جاش اومد یکی یکی مردم رو میبینه و سرخ میشه که چرا اونا رو ندیده!

مار در عقرب: این دختر خانوم پسر نشان متولد سال مار و ماه عقربه! چه شود! یه زبون تند داره که گهگاهی نیش میزنه! و بعدش زبون رو لای دندونش میزاره و گاز میگیره و عذاب وجدان میگیره اصولا زبونش با دلش همراهی نمیکنه و بعضی وقتها خودش به تنهائی کار میکنه!

 این من کسیه که با همه(البته نه با همه بلکه کسائی که دوست داره) زود پسر خاله میشه! وقتی تنها میشه میگه پس چی شد قرار بود یه کم افاده ای باشی ولی خوب زودی وا میره ولی البته کسانی که بهش نزدیک نیستن اونو افاده ای خشک و مغرور میدونن که با هر کسی جفت و جور نمیشه! اگه بخواد با یکی دوست بشه حتما میشه و اگه نخواد نمیذاره کسی دور و برش نزدیک بشه و با نیشش هدفش قرار میده

-این تازه مامان کسیه که با هر کسی صمیمی نمیشه! همیشه معتقده که باید دور خودش یه خط قرمز داشته باشه و هر کسی رو نذاره پا به دون خط بذاره!

- من آدمیم که زود قضاوت میکنم! و بعدا شرمنده میشم!

- مامان آرتا آدمیه که اگه کسی نصیحتش کنه جواب عکس میگیره! البته اگر این نصیحت در مورد کارهائی باشه که مامان آرتا با اعتماد به نفس کامل انجام میده دیگه بد تر!

- این من کله شق: کله شقی که اگه بخواد یه کاری رو انجام بده حتما انجام میده حالا هزار نفر دور هم جمع بشن و بگن بابا این کار رو نکن! و بالاخره میبینم خود بخود انجام شده یعنی یه نیروی مرموزی منو جلو میبره!

-این بنده بعضا گوش بفرمان: همیشه در تمام لحظات زندگیم خدا رو اون بالا حس میکنم میبینمش! مثل یه ابری که بالا سرمه و با من همراهه و سایش رو سرمه! حدا خیلی هوامو داره ولی من بعضی وقتها ازش دور میشم بعد اون یه نشونه ای میفرسته که من این بالام! اون خودشو در لحظاتی که وسوسه میشم گناه کنم بیشتر خودشو بمن نشون میده! و من میگم غلط کردم نمیکنم! مثلا تو ترکیه تو اون ساحل زیبای مدیترانه تو پارک آبی چقدر وسوسه شدم که برم تو آب ولی یه نجوائی تو گوشم گفت اینجاست که خودتو باید نشون بدی! وقتی وسوسه نمیشی میتونی خیلی راحت گناه نکنی ! یا وقتی که تو هتل توی یخچال دو تا شیشه مشروب خودشو چند روز به ما نشون داد و ما وسوسه شدیم که فقط مزمزه کنیم ببینیم این کوفتی چه مزه ای داره که خدا رو شکر از این امتحان هم سر بلند بیرون اومدیم! ولی نمیگم گناه نکردم مگه من معصومم! خیلی گناه کردم! ولی اگه حواسم جمع باشه سعی میکنم به دور باشم!

-این من خود خور: من معمولا وقتی کسی ناراحتم میکنه تو خودم میریزم و آنقدر این کار ادامه داره که سر زخم دلم سر یه چیز کوچولو باز میشه و بدبخت اونی که ناراحتم کرده نمیفهمه از کجا خورده!

-این خانوم نمیتونه جواب نه رو راحت به زبون بیاره! هیچوقت خریدار و فروشنده خوبی نمیشه! چون وقتی میخواد یه چیزی بفروشه تو گفتن قیمت خجالت میکشه و وقتی میخواد چیزی بخره اگه خیلی چیزها رو بریزه رو میز از احساس شرم چیزی رو که دوست نداره میخره!

- این خانوم آنتی دروغ! این خانومه یه زمانی چنان دروغ میگفت که همه باورشون میشد! ولی الان اینقدر آنتی دروغ شده و شدیدا دروغ گفتن رو عمل غیر اخلاقی میدونه و حتی وقتی مثلا شوشو جونش ازش میخواد یه دروغ مصلحتی بگه چنان افتضاحی ببار میاره که نمیشه جمعش کرد! خلاصه که این خانومه شدیدا از دروغ گوئی بدش میاد و هر روز هم شوشو رو نصیحت میکنه که کم بگه اینجا نبودم و بگو خونه نیست و .......

-این خانوم هیچ وقت نفهمیده بالاخره خوشگل هست یا نه؟! بعضی وقتها فکر میکنه خوشگله بعضی وقتها فکر میکنه زشت از اون تو دنیا نیست! تو یه جمعی کلی ازش تعریف میکنن! تو جمع دیگه اصلا نه ولی کلا دیگه براش مهم نیست بیشتر درونگراست تا برونگرا!

- آدمی که وقتی شخصی رو میبینه یه سری انرژی بهش القا میشه یه جورائی میفهمه که میتونه با این شخص دوستی کنه یا نه! اکثرا هم این القاها درست از آب در میاد! در اولین نگاه یا از یکی خوشش میاد یا نه!

-یکی با قد ۱۷۱ و پوست روشن و موهای روشن و مجعد و چشمهای قهوه ای روشن که وقتی بچش رو با چشمهای روشن دید کلی ذوق مرگ شد ولی بعد دید همون رنگ چشمهای خودش شد!و وزن ۶۹ البته قبل از ازدواج یه دختر ۵۰ کیلوئی بوده!

-آدمی که خوب میدونه چجوری میشه با یکی دوست بشه و یا چطوری حرفشو به کرسی بنشونه و یا روی دیگران تاثیر بذاره!

-آدمی که بعد مامان شدن کلی روحیات پسرونش تحت تاثیر قرار گرفته و کلی روحیات زنونه پیدا کرده!  

 تا حدی که میتونستم نوشتم دیگه یادم نمیاد!

حالا همه دوستان گلم رو که بهشون سر میزنم رو به این بازی دعوت میکنم !



سی دی مستطیلی

یکی از همکارا که پست مهمی هم داره اومده سی دی بگیره گفتیم سی دی خام بیار بهت بدیم برگشته میگه از اون سی دی های مستطیلی؟


اخاذی برای حج عمره!

شوشوی گرام ما بعد کلی فکر کردن و نقشه کشیدن برای هزینه سفر حج آخرش دیروز وقتی ازش پرسیدم ثبت نام مکه چی میشه؟ گفت هیچی تو پولشو بده و وقتی من گفتم اهکی نمیشه گفت مگه واسه پاسپورت امضای منو لازم نداری؟ من امضامو ۵۰۰ تومن میفروشم!و وقتی گفتم عهههههههههه منم پاسپورتتو پاره میکنم گفت خوب اون موقع ۵۵۰ میگیرم! حالا یکی به من بگه آخه شوهر رو زن میبره مکه! ؟


مدتی بود فشار خون کتاب خونیم اومده بود پائین و بالاخره چند روز پیش خواسته هامو که خیلی وقت بود دنبالش میگشتم پیدا کردم! ۴ تا کتاب یکی کلیدهای رفتار با کودک یک ساله و اون یکی کودک  خانواده انسان و دیگری هنر پسر داری و آخری ماساژ کودک و الان دارم کلید ها ی رفتار رو تو اداره و کودک خانواده انسان رو تو خونه میخونم!


و در آخر از آرتا گل گلی بگم که این پسر عسلمون چند روزیه که روزه داری میکنه و دیگه کم کم داره منو به گریه میاندازه! اصلا با خوردن کاری نداره! و ماجرامون شده من بدو آرتا بدو بابا بدو ! تا بتونیم سرشو گرم کنیم و یه قاشق تو دهنش بزاریم و دعا منیم که حواسش پرت باشه و همه رو یه جا بیرون نریزه! آخه بدتر از همه حوصله توضیح دادن این رو که چرا آرتا لاغر شده رو به تکتک اعضای فامیل ندارم! جون من به هیچ مامانی نگین چرا بچه لاغر شده!

خاله اسما براش یه الاغ رقاص خریده که عاشقش شده همه اش اشاره میکنه که اونو میخوام وقتی بهش میدی و دگمه اش رو میزنی شرع میکنه به خوندن و رقصیدن میره از گردنش میگیره و بیچاره رو در حالت خفه شدن میگیره و میبره تو جاهای مختلف میزاره و غش غش میخنده! خلاصه که گردن اون بیچاره رو دو دره اش کرده! و الان با گردن شکسته میخونه!

وقتی میگی دالی کن دستاشو میذاره زمین و از زیر پاهاش نگاه میکنه عکسشو تو پست بعدی میذارم!

تو خونه مامانم اینا رفته انبر دستی رو برداشته و موقع باز و بسته کردن چسبونده به شکمش و اونم شکمشو گاز گرفته (آخه بچه فضول تو چیکار به ابزار داری) و شکمش سرخ شده!

دیروز وقتی دایپرشو عوض میکردم سنجاق سر خاله اسما رو از تو دایپرش پیدا کردم! آخه بچه اونجا جای چیز قائم کردنه؟

وقتی میگی بیا بغلم بدو بدو میاد و خودشو چنان تو بغلم قائم میکنه که من کم میمونم پس بیافتم!

با دو تا سه چرخه آی حال میکنه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:35  توسط مامان آرتا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه

پیوندهای روزانه
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی
اموزش آشپزی
کلیپ های فلش!
ترانه های کودکان
مادرنمونه
روند رشد کودک!
مركز لرزه‌نگاري كشوري
6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
هفته نهم
تجربه های شخصی
معرفی کتاب
هفته دهم
توصیه به مادران
هفته 11
هفته 12
هفته 13
هفته 14
هفته 15
هفته 16
هفته 17
هفته 18
هفته 19
هفته 20
هفته 21
هفته 22
پیوندها

عسل بانو جون
راستین کوچولو عزیز مامان ویدا
شهراد کوچولو
من و نی نی گوگولی
آرین ومامانی
نی نی گل ما
شيطونك خاله = برديا
من و فرشته‌ي كوچكم
نی نی گولو
دفتر خاطرات خانواده ما(کامیار)
ایلیای مامان
الهام مامان نی نی کوچولو
فريبا جون مامان رايان كوچولو
رویای شیرین
نیما شیر پسر
دختر من
ملوسکم
دنى دردونه من
مهدیار موش کوچولو
کوشا جون غنچه زمستون
لذت با تو بودن
منتظریه کفشدوزک ناز
ستایش کوچولو
بیبی فوتو
من و پسرم
بچگيهای ديبا و پرند
مهدیار ثمانه جون
زهرا جون و نی نی
الهام مامان دل آرام
آنديا جون عشق مامان مژگان
نی نی ناز و نازبانو
نورا کوچولو
یکتا جون
لیلا جون مامان آرین کوچولو
یاسمن کوچولو
یونا جون
داستانهای وروجک و مامانی
پاپیون صورتی
نگار مامان محمد مهدی
روزانه هاي ما
کتاب کودک
مانا و مانيا (دوقلوها)
روزنگار خانم شین
دنيــــاي ان. ال. پی
فنگ شوئی
کلبه عشق
نی نی عسل ما
برای نخود وفندقم
پویان جون
لاریسا جون و مامانش!
شایگان کوچولو
مزدا و پیشی
هستی جون
تی تی خانوم و روزگار
سودی جون مامان آروین کوچولو
پت و مت
نی نی دینا
من و زندگی
ترلان پروانه!
وروجک مامان آرش
رژین کوچولو و مامان سمیرا
من، ني ني، حالا دیگه اسم دارم!
دانيال كوچولو و مامان مرجان
ایرن جون
پرهام کوچولو
دنیا عسل و دانیال جوجو
بارانی باید
آراد کوچولو
آیه کوچولو و مامان نادیا
بهاره جون
زهرا جون
هاله مامان ارشیا
خاله سمیرا
ایلیای مامان سالی
شیوا جون
نوشا جون
لیلا مامان آرتا
شايلی کوچولو
ساناز مامان دانیال
الهه جون
خاطرات آرتین

  RSS