
|
|
سلام سلام ! هوا خوب است ! آسمان آبیست! بلبلان نغمه های بهاری میخوانند! حال ما هم خوب است! ببینین حال مامان آرتا چه خوب بید؟ آخه مامان آرتا هر وقت کاری رو که دوست داره انجام بده خوب خوب انجام میده حالش خوب میشه مثل الان! با تمام خستگی بازم کبکش خروس میخونه!
جمعه شب ما تولد گرفتیم! جای همه خالی بود! خیلی خوش گذشت! خانوما از ساعت ۶ برای صرف موسیقی و حرکات موزون دعوت بودن و آقایون از ساعت ۹ دعوت بودن! چهارشنبه مرخصی گرفتم و کلی از کارها رو به راه شد مشکلاتی که پیش اومد خیلی کم بود یکی از مشکلات بزرگی که پیش اومد ساعت ۱۱.۵ شب وقتی داشتم کارهای پایانی دسر رو انجام میدادم برق قطع شد و ژلاتینش کم شد و فرداش دیدم دسر داره بندری میرقصه! خلاصه که با هزاران مکافات و دعا و ورد خوندن دسر رو گرم کردیم و بهش ژلاتین اضافه کردیم! یکی دیگه از نرفتن به عکاسی به علت کمبود وقت بود و دیگری اینکه به خاطر اینکه دوسستم یه بسته فشفشه از آلمان برام آورده بود (فکر میکردم فشفشه است)نگو ای دل غافل عود خوشبو کننده است! خلاصه که وقتی اومدم فشفشه ها رو چیدم روی کیک و روشنشون کردم قیافم شش در چهار شد! اگه تو عکسها میبینید کیک و شمع ها بر عکسه از خرابی اعصاب اینجانب در آن لحظه است! آرتا هم خیلی همکاری کرد و یک آقای به تمام معنی بود به جز لحظه ای که آوردمش تو اتاق و همه بادیدنش جیغ و سوت و کف زدن و بچم کلی ترسید و زد زیر گریه! و من برمش تو اتاق و گفتم همه بشینن سر جاشون و ضبط رو هم خاموش کنن! تا ما وارد بشیم! و اما عکسها: کیک نیشخند
دائی مجتبی و آرتا
پدر بزرگها و مامانی در حال کیک بری
میز شام
حدود ۵۰ نفر برای شام مهمون داشتیم که خدا رو شکر همه چیز خوب برگزار شد! عزیزم ایشالله تولد ۱۴۰ سالگیتو بگیری! البته اونموقع فکر نکنم دیگه ما باشیم! و اما کادو های اصلی قاب عکس نقره کادوی مامان و بابای مامانی
مامان و بابای بابائی سه چرخه عیدی رو به حساب تولد هم گذاشتن! پلاک طلای سرباز هخامنشی: خاله متین و عمو عارف
سرخ کن
خاله اسما (الاغ رقاص )و دائی مجتبی (خرسی)
دست همه درد نکنه! خیلی زحمت کشیده بودین! پ.ن ۱: نیلدا جون میدونم که اینجا رو میخونی! خیلی جاتون خالی بود! ایشالله روزی باشه که اینجا باشین و بازم دور هم باشیم پ.ن۲: نظرات پست قبلی رو تائید میکنم ولی بازی بمونه واسه پست بعدی! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:42 توسط مامان آرتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه
|
| پیوندهای روزانه |
|
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی اموزش آشپزی کلیپ های فلش! ترانه های کودکان مادرنمونه روند رشد کودک! مركز لرزهنگاري كشوري 6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
هفته نهم تجربه های شخصی معرفی کتاب هفته دهم توصیه به مادران هفته 11 هفته 12 هفته 13 هفته 14 هفته 15 هفته 16 هفته 17 هفته 18 هفته 19 هفته 20 هفته 21 هفته 22 |
|
|