تبليغاتX
تجربه های مامان آرتا
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker DaisypathNext Anniversary Ticker
سلام! خوب و خوشین ! این آخرین پستمه! تو این پست میخوام یه بازی طراحی کنم! یه بازی که مربوط به سال آینده است! از اونجائی که من عدد ۷ رو مقدس میدونم و یه ارادت خاصی بهش دارم میخوام بازی رو بازی ۷ تائی ها بکنم! ۷ تا آرزوی محال که داشته اید و و ۷ تا آرزوئی که دوست دارین تو سال بعد بهش برسین! اول بازی رو خودم شروع میکنم! البته یه جور دیگه این بازی در حال انجامه!

۷ آرزوی محال من: 

۱: از بچگی دوست داشتم فضا نورد بشم! چقدر تو افکارم با این موضوع کلنجار رفتم!

۲: از بچگی تا کلاس سوم راهنمائی قرار بود جراح قلب بشم و تو لندن درس بخونم این شعار من بود ولی تو کلاس سوم راهنمائی تو جلسات آشنائی با مشاغل عاشق مهندسی شدم! و این شد آرزوی محال من!

۳: دوست داشتم یه شب بخوابم و صبح که بیدار شدم پسر باشم!

۴: تو آمریکا درس بخوونم!

۵: بابام برای قبول شدن از دانشگاهم یه ماشین بنز آخرین مدل برام بخره!

۶: شخص اول مملکت باشم!

۷: همه پسرا عاشقم باشن و سرم یه دعوای حسابی بیافته!

آرزوهام برای سال بعد:

۱- قضیه انتقالم درست بشه!

۲- همه اعضای خانواده ام و همه کسائی که میشناسمشون سالم و سلامت باشن!

۳- یه سفر به مکه برم

۴-یه سفر به دبی برم 

۵- یه سفر به آلمان برم

۶ -یه پیانو بخرم

۷- یه جائی بدون کنکور بتونم فوق بخونم

حالا  دوستان خوبم گلی جون - ویدا جون مامان راستین - مرجان جون مامان شهراد - مریم جون مامان آرین - ریحانه جون مامان سپهر- آسیه جون مامان نیوشا- صابره جون مامان آئین- تی تی عزیزم - سحر جون مامان امیر رضا- آرزو جون مامان آرش- نیلوفر جون مامان نازنین فاطمه- شیلا جون مامان نیما- سودابه جون مامان ملودی-الهام جون مامان غزل جون-منصوره جون مامان نورا-پت و مت عزیز-مامان مزدا شیطونه-پریسا جون مامان کامیار -مامان کوشا نی نی - هدیه جون مامان ایلیا - سوده جون مامان ایلیا-سودی جون مامان آروین- لاریسا جون مامان لاریسا-نازبانو مامان سینا-مریم جون مامان طاها  و همه دوستانی که وبلاگ منو میخونن و اسمشون از قلم افتاده رو به بازی دعوت میکنم!


و اما این آخرین پست آرتا ناز نازی منه تو این سال پس بزارین تمام کارهائی رو که انجام میده رو تا جائی که یادم هست بنویسم!

آرتای من حسابی وروجک شده و اصلا نمیشه یه جا نگهش داشت! عاشق درب قابلمه است چند روز پیش جلوی چشمش قابلمه رو از توی یخچال برداشتم گذاشتم روی گاز بعد میبینم کلی گریه میکنه بردم عوضش کردم! با پوشک با گریه گذاشته فرار کرده دنبالش کردم دیدم جلوی گاز داره گریه میکنه! در قابلمه رو بهش دادم ساکت شده! در قابلمه رو میذاره روی زمین و میچرخونه و کیف میکنه!

یاد گرفته سوپر آشپزخونه رو باز میکنه و روغن مایع رو میزنه زیر بغلش و میاره تو خونه! هر روز نحوه باز کردن یه در کابینت رو یاد میگیره و همه وسائل آشپزخونه همه جا ولو شده! در کشوی قاشق چنگال ها رو باز میکنه و دونه دونه پرتشون میکنه وسط آشپزخونه!

یاد گرفته همه اش از مبلی که جلوی اپنه بالا میره و میره روی اپن نیشینه اونروزی مبله رو از اونجا برداشتیم و رفته سراغش دیده نیست به خودش نگرفته و رفته سراغ بوفه! اینقدر با مزه شده بود که خدا میدونه!

یه قلک داره که هر کی پول بده بهش توی اون میریزیم قلک شیشه ایه و توش دیده میشه! هر وقت هم زیپ کیف من باز باشه میاد سراغش و کیف پولمو بر میداره و با پولهاش بازی میکنه! همه رو خالی میکنه! اونروزی دیدم یه دو هزار تومنی برداشته و میخواد بندازه تو قلکش! قربون این هوشت برم خوشگلم!

عاشق لیمو شیرینه و باید هم مدل بزرگترا بخوره!

اینقدر دوست داره دنبالش کنم و بدوبدو در بره و بپره رو تخت! یا بابائی بهش بگه اومدم اومدم و بدو بدو بیاد بغل من قائم بشه!

پیاده روی رو خیلی دوست داره! و دوست داره مستقل باشه و کسی دستشو نگیره!

عاشق غذا خوردن مستقله و وقتی غذا رو با قاشق میذاری تو دهنش با زبونش میزنه بیرون و با دستش میخوره! همه اسباب بازیهاشو گذاشتیم تو کمدش گفته بغلش کنم و یه یه ربعی وایستادیم جلوی کمد تا این آقا نگاه کنه و کیف کنه!

و کلی شیرین کاری با مزه  که دیگه خیلی میشه اگه بنویسم!


دعای آخر سال:

ایشالله این سال یه سال خیلی خیلی خوب برای همه بخصوص دوستان و خانواده عزیزم باشه! ایشالله همه سال شاد و بسیار خوبی رو شروع کنن و همه بدی ها رو تو این سال دفن کنن! همه به هر چی میخوان برسن!

مبارک بادت این سال و همه سال

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 11:4  توسط مامان آرتا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه

پیوندهای روزانه
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی
اموزش آشپزی
کلیپ های فلش!
ترانه های کودکان
مادرنمونه
روند رشد کودک!
مركز لرزه‌نگاري كشوري
6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
هفته نهم
تجربه های شخصی
معرفی کتاب
هفته دهم
توصیه به مادران
هفته 11
هفته 12
هفته 13
هفته 14
هفته 15
هفته 16
هفته 17
هفته 18
هفته 19
هفته 20
هفته 21
هفته 22
پیوندها

عسل بانو جون
راستین کوچولو عزیز مامان ویدا
شهراد کوچولو
من و نی نی گوگولی
آرین ومامانی
نی نی گل ما
شيطونك خاله = برديا
من و فرشته‌ي كوچكم
نی نی گولو
دفتر خاطرات خانواده ما(کامیار)
ایلیای مامان
الهام مامان نی نی کوچولو
فريبا جون مامان رايان كوچولو
رویای شیرین
نیما شیر پسر
دختر من
ملوسکم
دنى دردونه من
مهدیار موش کوچولو
کوشا جون غنچه زمستون
لذت با تو بودن
منتظریه کفشدوزک ناز
ستایش کوچولو
بیبی فوتو
من و پسرم
بچگيهای ديبا و پرند
مهدیار ثمانه جون
زهرا جون و نی نی
الهام مامان دل آرام
آنديا جون عشق مامان مژگان
نی نی ناز و نازبانو
نورا کوچولو
یکتا جون
لیلا جون مامان آرین کوچولو
یاسمن کوچولو
یونا جون
داستانهای وروجک و مامانی
پاپیون صورتی
نگار مامان محمد مهدی
روزانه هاي ما
کتاب کودک
مانا و مانيا (دوقلوها)
روزنگار خانم شین
دنيــــاي ان. ال. پی
فنگ شوئی
کلبه عشق
نی نی عسل ما
برای نخود وفندقم
پویان جون
لاریسا جون و مامانش!
شایگان کوچولو
مزدا و پیشی
هستی جون
تی تی خانوم و روزگار
سودی جون مامان آروین کوچولو
پت و مت
نی نی دینا
من و زندگی
ترلان پروانه!
وروجک مامان آرش
رژین کوچولو و مامان سمیرا
من، ني ني، حالا دیگه اسم دارم!
دانيال كوچولو و مامان مرجان
ایرن جون
پرهام کوچولو
دنیا عسل و دانیال جوجو
بارانی باید
آراد کوچولو
آیه کوچولو و مامان نادیا
بهاره جون
زهرا جون
هاله مامان ارشیا
خاله سمیرا
ایلیای مامان سالی
شیوا جون
نوشا جون
لیلا مامان آرتا
شايلی کوچولو
ساناز مامان دانیال
الهه جون
خاطرات آرتین

  RSS