
|
|
سلام !صبح روز بس بهري اسپندانتون بخير باشه!امروز ميخوام از اتفاقات امسال !آرزو هام بگم!
من هر سال پشت سر رسيدم اين حرفها رو مينويسم ولي امسال ميخوام اينجا بنويسم!سال ۸۶ رو نصف شب در حالي شروع كرديم كه آرتاي جينگولي من توي دل مامانيش بود!كلي بزرگ شده بود و ماماني نميتونست تكون بخوره نفس بكشه!اولين تحويلي بود كه برف مي اومد!ژانويه و نوروز قاطي شده بود!تنها عيدي بود كه اصلا حال و حوصله ديد و بازديد رو نداشتم و ترس عجيبي تو دلم بود!نكنه ني ني بخواد زود بياد و دكتر پيدا نكنم!نكنه نكنه نكنه ........ ولي اين ايام رو با نقاشي كردن روي رختخواب آرتا براي خودم شيرين كرده بودم!اولي ۱۳ بدري رو هم كه جائي نرفتيم باز امسال بود!هر سال كلي فوتبال و واليبال ميزديم و امسال خودم شبيه توپ فوتبال بودم! بايد از نظر علمي كلي پيشرفت ميداشتم كه نشد!امسال از نظر كاري پيشرفتي نداشتم!از نظر زبان هم پيشرفتي نداشتم!وقتي به پشت سرم نگاه ميكنم سال خوبي داشتم!امسال سال خوك بود و سال جديد مثل اينكه سال موشه!ايشالله كه سال خوبي باشه! من براي سال آينده سلامتي براي همه رو آرزو ميكنم!ايشالله كه سال خيلي خوبي باشه!ايشالله كه يه سال موفق پر از شادي و موفقيت داشته باشيم! اينروزها من رفتم تو مود افسردگي!ديشب آرتا تا صبح نخوابيد و سرماخوردگي داشت!اصلا حال خوشي ندارم!نميدونم چرا )البته ميدونم چرا( ولي خوب به قول مولانا اين نيز بگذرد!فقط دعا ميكنم عمر اين روزگار بيرنگ كم باشه! اونروزي تو ماشين آهنگ نه نگو نميام فرزانه رو باز كرده بوديم تا اون ميگفت نه آرتا هم باهاش ميگفت نه! پ.ن ۱: طرقه درست کردن آش دندونی! خیلی از دوستان طریقه پخت آش دندونی یا همون دیشلیق رو خواسته بودند! مواد لازم : ۱-گندم خیس کرده یک کیلو ۲: نخود کمتر از نیم کیلو (خیس کرده) ۳: آب گوشت ۴: کشمش ۵: بادام ۶:گردو ۷ نمک ۸ رب گوجه فرنگی! طرز تهیه! گندم و نخود را خیس کرده میپزیم و میگذاریم لعاب بیاندازد! کمی آرد را در آب سرد حل کرده پس از پختن اضافه میکنیم تا لعاب بیاندازد! آب گوشت و نمک و در صورت دوست داشتن خیلی کم فلفل و خیلی کم رب به آن اضافه میکنیم! و میگذاریم آبش را بکشد! در صورت علاقه میتوانید گوشت فیله را پخته و ریز ریز کرده و به آن اضافه کنید! در پایان پیاز سرخ کرده و بادام پوست کنده و کشمش و گردو را مخلوط کرده و به صورت پیاز داغ در ظرف روی دیشلیق میریزیم! رسم ما اینه که ابتدا یه دونه گندم از آش رو به بچه میدیم میخوره و میگیم خدا سر و دندونشو محکم کنه! و بعد هر کی از این آش بخوره باید یه کادوئی واسه بچه بخره و اکثرا سعی میکنن از این آش نخورن که مشمول ذمه نشن |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:0 توسط مامان آرتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه
|
| پیوندهای روزانه |
|
اطلاعات پزشکی در زمینه حاملگی اموزش آشپزی کلیپ های فلش! ترانه های کودکان مادرنمونه روند رشد کودک! مركز لرزهنگاري كشوري 6 قدم برای بهتر کردن کیفیت عکس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
هفته نهم تجربه های شخصی معرفی کتاب هفته دهم توصیه به مادران هفته 11 هفته 12 هفته 13 هفته 14 هفته 15 هفته 16 هفته 17 هفته 18 هفته 19 هفته 20 هفته 21 هفته 22 |
|
|