تبليغاتX
نی نی و من
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker DaisypathNext Anniversary Ticker
آقا پسر ما قراره یه قفس تو اتاقش بسازه  و مربیشو تو اون نگه داره تا کسی نتونه بهش دست بزنه خودش به مربیش گفته

آقا پسر ما قراره هر وقت با باباش میره استخر مسئول بهداشت مهدشونم با خودش ببره تا باهم شنا کنن خودش بهش قول داده

آقا پسر ما میگه مامان میدونه قلب گربه چیه؟ میگم نه چیه ؟ میگه یاسینه دیگه !  میگم نه مامانی اون قلب قرآنه ! میگه تو بلد نیستی یادم رفته بود گربه نه قربان! (حالا بیا تفهیم کن اصلا قرآن چیه)

آقا پسر ما تازگیها گیر داده به بودن یا نبودن و در کجا بودن و چگونه بودن و خلاصه هر جور مطلب گنگی در مورد خدا! واقعا بعضی وقتها تو توضیح خودمم گیج میشم که چجوری تفهیمش کنم

آقا پسر ما هر وقت که میخواد بره دستشوئی باید قبلش کلی عطر و ادکلن بهش بزنیم که یهو حالشون بد نشه

آقا پسر ما تازگیها این حالت رو یاد گرفتن و تا میگی فلان چیزو میخوری میگه

ما در راستای بالا بردن اعتماد به نفس آقا پسرمان گفتیم از سوپر هر چیزی میخوای باید خودت از سوپری تقاضا کنی  و نتیجه این شده هر جا که به نتیجه میرسه که چیزی میخواد بخره خودش میره تو سوپر و درخواست میکنه!

آقا پسر ما تازگیها علاقه شدیدی به بزن بزن پیدا کرده و امواج پراکنده در هوا را دریافت میکند و خود به خود کاراته بازی میکند! دیروز میگفت اسم من آرتا وحشیه!

خلاصه که داستانها داریم با این آقا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 15:58  توسط مامان نی نی | 
نشسته بی سر و صدا بستنی میخورد و کارتون میبیند! از فرصت استفاده میکنم و به طرف کوهی که از لباسهای اتو نشده درست شده میروم شاید که به تپه ای تبدیلشان کنم! در افکارم غوطه ورم و اتو میکشم و خبر ندارم که..................

یکدفعه افکارم با صدای پسرک در هم میشکند ! قالب کیک را در دست دارد که درونش از غلظت کاکائو به سیاهی میزند ! میگوید مامان ببین دارم کیک درست میکنم دو تا تخم مرغ و با کاکائو قاطی کردم ! با خودم میگم اشکال نداره به کیک تبدیلش میکنم! بعد ادامه میده بعد هم از اون چیز سبزی که تو دستشوئیه توش ریختم!

از چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ظرف خالی مایع ضد عفونی کننده رو نشون میده بعد دنبالش میرم و با ظرف خالی کاکائو روی زمین آشپزخانه رو برو میشم!

یاد پلوئی می افتم که دور از چشم مامانم در دیگ مسیم درست کرده بودم می افتم! ۲ کفگیر برنجی که در ۲ ملاقه روغن در حال جوشیدن بود و بوی برنج ناب ایرانی کوچه را پر کرده بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 14:23  توسط مامان نی نی | 
من تو دستشوئی : آرتا درست بشین و جیش بکن

بازم من : انگار جیش کردن هم بلد نیستی هان؟

آرتا :انگاری نه مامان بلد نیستم میگم ها میخوای منو ثبت نام کنیم کلاس جیش کردن تا جیش کردن یاد بگیرم؟

امسال تابستونو ثبت نام کردیم کلاس ژیمناستیک! به گفته آقای دکتر مشاور تو کلاسهای خلاقیت برای اینکه بچه ها خلاقتر باشن تا زیر ۷ سال نباید کلاس آموزشی برن مگر کلاس ورزشی واسه همینم قعلا کلاس ژیمناستیک بسنده کردیم ! میخواستم کلاس اسکیت هم ثبت نامش کنم ولی اونم یه علت اینکه هنوز در مورد اسکیت زیاد نمیدونه میخوام خودش عطش رفتنش رو پیدا کنه تا براش ارزش داشته باشه!!

دیروز هم یه سر رفتیم کلاس آموزش رقص آذری که فکر کنم اونم براش زوده چون نمیتونست اونقدرا که باید حرکات هماهنگ داشته باشه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 8:22  توسط مامان نی نی | 
جوجه کوچولوی طلائی من  ! شکوفه زیبای بهاریم !

چهارمین بهار زندگیت مبارک باشه

تولدت مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 20:15  توسط مامان نی نی | 
سلام ! خیلی وقته که نیومدم خیلی وقتم هست که عکس نذاشتم! ولی الوعده وفا یه سال رو تو چند تا عکس خلاصه میکنم و سال نو رو به همتون پیشاپیش تبریک میگم امیدوارم که بهترینها در انتظار تک تکتون باشه!


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 18:26  توسط مامان نی نی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه

پیوندهای روزانه
آشپزی
تزئین
غذای ترکیه1
غذای ترکیه
سفره رنگین
عکاسی
لیست بروز شده ها
فول آلبوم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1390
مرداد 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
آرشيو
آرشیو موضوعی
هفته نهم
تجربه های شخصی
معرفی کتاب
هفته دهم
توصیه به مادران
هفته 11
هفته 12
هفته 13
هفته 14
هفته 15
هفته 16
هفته 17
هفته 18
هفته 19
هفته 20
هفته 21
هفته 22
پیوندها

عسل بانو جون
راستین کوچولو عزیز مامان ویدا
شهراد کوچولو
من و نی نی گوگولی
آرین ومامانی
نی نی گل ما
من و فرشته‌ي كوچكم
نی نی گولو
ایلیای مامان
الهام مامان نی نی کوچولو
فريبا جون مامان رايان كوچولو
رویای شیرین
نیما شیر پسر
دختر من
دنى دردونه من
مهدیار موش کوچولو
کوشا جون غنچه زمستون
لذت با تو بودن
منتظریه کفشدوزک ناز
بیبی فوتو
من و پسرم
بچگيهای ديبا و پرند
الهام مامان دل آرام
آنديا جون عشق مامان مژگان
نی نی ناز و نازبانو
نورا کوچولو
یکتا جون
لیلا جون مامان آرین کوچولو
یاسمن کوچولو
یونا جون
داستانهای وروجک و مامانی
پاپیون صورتی
نگار مامان محمد مهدی
کتاب کودک
مانا و مانيا (دوقلوها)
روزنگار خانم شین
دنيــــاي ان. ال. پی
فنگ شوئی
کلبه عشق
نی نی عسل ما
برای نخود وفندقم
پویان جون
لاریسا جون و مامانش!
مزدا و پیشی
هستی جون
پت و مت
من و زندگی
وروجک مامان آرش
رژین کوچولو و مامان سمیرا
من، ني ني، حالا دیگه اسم دارم!
دانيال كوچولو و مامان مرجان
ایرن جون
پرهام کوچولو
دنیا عسل و دانیال جوجو
بارانی باید
آراد کوچولو
آیه کوچولو و مامان نادیا
هاله مامان ارشیا
خاله سمیرا
ایلیای مامان سالی
نوشا جون
لیلا مامان آرتا
شايلی کوچولو
ساناز مامان دانیال
الهه جون
خاطرات آرتین
آرتین خوشگله همشهری
آریای مامان سولماز همشهری
زنی به رنگ آب
ملودی جون
ایلیای مامان فریبا
کی زاد وبلاگ نویس نوزاد
آویسای خوشگل
سینا جون
کیهان جون

  RSS