
|
|
آقا پسر ما قراره یه قفس تو اتاقش بسازه و مربیشو تو اون نگه داره تا کسی نتونه بهش دست بزنه خودش به مربیش گفته
آقا پسر ما قراره هر وقت با باباش میره استخر مسئول بهداشت مهدشونم با خودش ببره تا باهم شنا کنن خودش بهش قول داده آقا پسر ما میگه مامان میدونه قلب گربه چیه؟ آقا پسر ما تازگیها گیر داده به بودن یا نبودن و در کجا بودن و چگونه بودن و خلاصه هر جور مطلب گنگی در مورد خدا! واقعا بعضی وقتها تو توضیح خودمم گیج میشم که چجوری تفهیمش کنم آقا پسر ما هر وقت که میخواد بره دستشوئی باید قبلش کلی عطر و ادکلن بهش بزنیم که یهو حالشون بد نشه آقا پسر ما تازگیها این حالت ما در راستای بالا بردن اعتماد به نفس آقا پسرمان گفتیم از سوپر هر چیزی میخوای باید خودت از سوپری تقاضا کنی و نتیجه این شده هر جا که به نتیجه میرسه که چیزی میخواد بخره خودش میره تو سوپر و درخواست میکنه! آقا پسر ما تازگیها علاقه شدیدی به بزن بزن پیدا کرده و امواج پراکنده در هوا را دریافت میکند و خود به خود کاراته بازی میکند! دیروز میگفت اسم من آرتا وحشیه! خلاصه که داستانها داریم با این آقا |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 15:58 توسط مامان نی نی |
|
|
نشسته بی سر و صدا بستنی میخورد و کارتون میبیند! از فرصت استفاده میکنم و به طرف کوهی که از لباسهای اتو نشده درست شده میروم شاید که به تپه ای تبدیلشان کنم! در افکارم غوطه ورم و اتو میکشم و خبر ندارم که..................
یکدفعه افکارم با صدای پسرک در هم میشکند ! قالب کیک را در دست دارد که درونش از غلظت کاکائو به سیاهی میزند ! میگوید مامان ببین دارم کیک درست میکنم از چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ظرف خالی مایع ضد عفونی کننده رو نشون میده بعد دنبالش میرم و با ظرف خالی کاکائو روی زمین آشپزخانه رو برو میشم! یاد پلوئی می افتم که دور از چشم مامانم در دیگ مسیم درست کرده بودم می افتم! ۲ کفگیر برنجی که در ۲ ملاقه روغن در حال جوشیدن بود و بوی برنج ناب ایرانی کوچه را پر کرده بود |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 14:23 توسط مامان نی نی |
|
|
من تو دستشوئی : آرتا درست بشین و جیش بکن
بازم من : انگار جیش کردن هم بلد نیستی هان؟ آرتا :انگاری نه مامان بلد نیستم میگم ها میخوای منو ثبت نام کنیم کلاس جیش کردن تا جیش کردن یاد بگیرم؟
امسال تابستونو ثبت نام کردیم کلاس ژیمناستیک! به گفته آقای دکتر مشاور تو کلاسهای خلاقیت برای اینکه بچه ها خلاقتر باشن تا زیر ۷ سال نباید کلاس آموزشی برن مگر کلاس ورزشی واسه همینم قعلا کلاس ژیمناستیک بسنده کردیم ! میخواستم کلاس اسکیت هم ثبت نامش کنم ولی اونم یه علت اینکه هنوز در مورد اسکیت زیاد نمیدونه میخوام خودش عطش رفتنش رو پیدا کنه تا براش ارزش داشته باشه!! دیروز هم یه سر رفتیم کلاس آموزش رقص آذری که فکر کنم اونم براش زوده چون نمیتونست اونقدرا که باید حرکات هماهنگ داشته باشه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 8:22 توسط مامان نی نی |
|
|
جوجه کوچولوی طلائی من ! شکوفه زیبای بهاریم !
چهارمین بهار زندگیت مبارک باشه تولدت مبارک |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 20:15 توسط مامان نی نی |
|
|
سلام ! خیلی وقته که نیومدم خیلی وقتم هست که عکس نذاشتم! ولی الوعده وفا یه سال رو تو چند تا عکس خلاصه میکنم و سال نو رو به همتون پیشاپیش تبریک میگم امیدوارم که بهترینها در انتظار تک تکتون باشه!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 18:26 توسط مامان نی نی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه
|
| پیوندهای روزانه |
|
آشپزی تزئین غذای ترکیه1 غذای ترکیه سفره رنگین عکاسی لیست بروز شده ها فول آلبوم آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
هفته نهم تجربه های شخصی معرفی کتاب هفته دهم توصیه به مادران هفته 11 هفته 12 هفته 13 هفته 14 هفته 15 هفته 16 هفته 17 هفته 18 هفته 19 هفته 20 هفته 21 هفته 22 |
|
|